رسیدن به خواسته های درونی ویرونی

به نام خداوند زیبایها

طراحی  فروشگاه اینترنتی مطابق نوع کار وسلیقه شما

*آیاازیکنواخت بودن وضعیت کسب خودخسته شده اید ؟

*آیادوست داریدمشتریان بی شماری داشته باشید؟

*آیادوست داریددرمورد کالاوخدماتتان اطلاعات کاملتری جهت انتخاب درست تربرای خرید بدهید؟

*آیابدنبال جلب اعتماد هرچه بیشتر مشتریان هستید؟

*آیا دوست دارید خریداران بیشماری ازنحوه فعالیت شما جهت خریدبهتر آگاه شوند؟

*آیادوست دارید مشتریان شما ازتمام نقاط استان ویاحتی تمام کشور باشند؟

*آیادوست داریدباهزینه ای اندک فروشگاه یانمایشگاه با درامدی روافزایش داشته باشید؟

*آیادوست داریدجهت رشدروزافزون درکارخود؛ازنظرات مشتریان آگاه گردید؟

*آیادوست داریدبرای مشتریان خود جوایزی درنظربگیرید؟

*آیادوست دارید مشتریان شما مادالعمریاروفادارفروشگاه شما باشند؟وده ها مورد دیگرکه شمادوست محترم میتوانیدباپیوستن به مجموعه طراحی NOFELsiteازمزایای بیشمارآن برخوردارگردید.

این مجموعه افتخارداردباطراحی فروشگاه یانمایشگاه مجازی هم ردیف بافروشگاه فیزیکی شما ؛شماصاحب دوفروشگاه باقدرت

مانور دوبرابرمیشویدوبه طبعِ آن مشتریان بیشماری به سمت شما جهت خرید بهتر ،ترقیب خواهندشد.

معایب فروشگاه یانمایشگاه فیزیکی نسبت به فروشگاه اینترنتی: ( هزینه ها)خرید یا رهن مکان فروشگاه ؛ هزینه دکوراسیون ؛ تلفن؛ برق؛مالیات؛آنبارداریی و همچنین خطرات ناشی از سرقت ؛آتش سوزی؛ تغییرقیمت وافت بازار

همچنین ساعت بازیدمشخص برای مشتری  ؛ بسته بودن اکثرفروشگاه ها درزمان تعطیل

 فروشگاهی که شما خواهید داشت با امکانات بسیار متنوع

متناسب با فروشگاه فیزیکی شما درطیفی وسیع تر

قراردادن تصاویری بسیارزیبا ازفروشگاه فیزیکی شما

درج متن پیام مدیرشرکت یا فروشگاه همراه آدرس وتلفن تماس و...

درج فرم نظرخواهی ونظرسنجی از مشتریان

فرم ثبت نام درفروشگاه

درج فرم ارتباط مشتریان بامسئولین فروشگاه

امکانات جانبی فروشگاه برای جذاب ترکردن محیط مجازی برای بازیدکنندگان مانند

اس ام اس تصادفی

جملات زیبا ازبزرگان

فال

استخاره

ترجمه متون به چند زبان

تعابیر خواب

جدول لیگهای فوتبال

و ده ها مورد امکانات بی نظیردیگرتنهابخشی از برنامه های ساخت فروشگاه میباشد

لذا باتوجه به مزایای بیشمارراه اندازی فروشگاه مجازی هرروزانشا..برتعداد

مشتریان شماافزوده خواهدشد وشماپس ازمدتی کوتاه طبق برنامه هایی که مابه

شماارائه می دهیم موفقیت شگرفی درامر فروش بدست خواهیدآورد.

فقط وفقط کافیست انتخابی شایسته انجام دهید چراکه دراین کارهیچگونه ریسکی

درکارنیست وتمام مراحل کارصدهابارآزمایش گردیده.

واماهمانطور که درجریان هستیدباتوجه به پیشرفت روزافزون دانش بشری بلاخص درامردولت الکترونیک ، درآینده ای بسیارنزدیک ابتکاربازار در دست

کسانی خواهدبود که خود وشرایط کاروکسب خودرامطابق با علم وسیستم بازارجدیدنمایند.

بنابراین امیدواریم باتصمیم شایسته خود وصرف هزینه ای بسیاربسیار کم به

آینده کاری خود سمت وسویی روشن با عنایت خداوندداشته باشید.

بایدپیوسته دراین اندیشه باشیم که وجودی شویم بهترازانچه هستیم لذاتاچیزی

رانپذیریم نمی توانیم تغییرش دهیم لذابایدبرای خوشبخت زیستن موقعیتهای

مناسب ایجادکنیم نه اینکه درانتظارآن بنشینیم درجهان کسی موفق می شود

که به انتظاردیگران ننشیند . 

 

***وسعت دنیای هرکس به اندازه وسعت اندیشه اوست***

 

 ۰۹۱۹۸۱۱۲۲۷۴

 

نوشته شده توسط مجید  در ساعت 23:1 | لینک  | 

NLP (ان ال پي) print email
برنامه ریزی عصبی _ کلامی چیست ؟

عصب با ذهن و چگونگی کارکرد آن ، کلام با روش هایی که افراد تجربیات خود را از جهان منعکس می کنند و برنامه ریزی با این واقعیت که افراد طبق برنامه ها ی فردی عمل می کنند ؛ ارتباط دارد.
ان . ال . پی  روش هایی را در اختیار فرد قرار می دهد و به او کمک می کند تا در انجام دادن کارهایش تواناتر باشد و افکار ، احساسات و اعمالش را بیشتر مهار کند ، به زندگی خوش بین باشد و بهتر بتواند به نتایج خود دست یابد.
ان . ال . پی امکانات زیادی را در اختیار فرد قرار می دهد ؛ اما این در صورتی کارساز است که فرد ماجراجو و انعطاف پذیر باشد و به آنچه که زندگی در اختیار او قرار می دهد ؛ احساس رضایت کند.
ان . ال . پی بر پایه ی عملکرد و اصولی استوار است که در زیر به بعضی از آن ها اشاره شد ه است :
-     مطلوبیت عملی ، می تواند مورد بررسی قرار گیرد و از فردی به فرد دیگر انتقال یابد .

-     عملکرد مطلوب به رشد مهارت ها و رشد حالات جسمی و ذهنی سازگار ، نیاز دارد . 
-   حالات فیزیکی و ذهنی ، می تواند به عناصر متمایز و کوچک تقسیم شود و تغییر پیدا کند تا نتایج مطلوب را به دست آورد .
آنچه ان . ال . پی را از رشته های دیگر متمایز می کند ، تمرکز آن بر الگوسازی است . به طور خلاصه ، الگوسازی کسب مجموعه ای از الگوها در ان . ال . پی است ؛ الگوها نشان دهنده ی چگونگی عمل افراد به بهترین صورت می باشند و نشان می دهند انسان ها چگونه از تجربه ی افراد موفق استفاده می نمایند تا به پیشرفت نایل شوند .
ویژگی های مشخص ان . ال . پی اجرای تکنیک های خاص برای تحلیل اجزای عملکرد و چگونگی تحلیل پردازش اطلاعات و روش های به کارگیری راهبردهای پیشرفت می باشد . ان ال پی تحلیل تمام حوزه های عملکرد فردی و حرفه ای مانند : انگیزش ، یاد گیری ، تداوم سلامت ، فعالیت های ورزشی ، ارتباطات ، مذاکره ، سخنرانی در مکان های عمومی ، گروه سازی و مدیریت تغییر را در بر می گیرد .
در اصل ان . ال . پی رویکردی منظم و کلی نگر برای درک اثر بخشی فردی و سازمانی است .
تعاریف
افراد مختلف درک متفاوتی از ان . ال . پی دارند و برداشت های مختلفی را از آن به دست می آورند . بنابراین تعاریف موجود برای ان . ال . پی بی شمار و متفاوت است و به صورت ها ی زیرتعریف شده است :
-     علم و هنر رسیدن به موفقیت و کمال 
-    کنجکاوی بیش از حد درباره ی انسان ها و روش های شناختی که مجموعه ای از تکنیک ها را در بر می گیرد .
-       راهنمای ذهنی 
-    مطالعه تجربیات ذهنی 
-       مطالعه ساختار عینی 
-     نرم افزار مغز 
-       علم جدید پیشرفت 
-       مطالعه عملکرد مطلوب انسانی

-       توانایی برای بهبود در بیشتر مواقع
-     راهنمایی برای استفاده منظم از خلاقیت 
-       تجربه ی هیجانی موفق
استفاده از الگوها در << ان . ال . پی >>
الگوهای موجود در پیشرفت شامل اهداف ، رفتار، افکار ، باورها ، احساسات و معنویات است ( گوردن ، داویز ، دیلتز ) اگر هر عنصر را یک به یک در نظر بگیریم می توان دید چگونه ان . ال .پی افراد را قادر می سازد تا به بررسی و بهبود عملکردشان بپردازند.
اهداف
   اهداف را طوری تعیین کنید که قادر به رسیدن آن در کوتاه مدت باشید .
رفتار
   یاری رساندن به دیگران _ همنوایی با دیگران _ بکارگیری الگوهای زبانی متناسب با شخصیت افراد .استفاده از زبان برای برقراری ارتباط و تاثیر .
 این جا کیفیت های متعددی وجود دارد که شامل موارد زیر است :
-  تشخیص شخصیت و الگوهای انگیزشی افراد با استفاده از الگو های زبانی آنان.
-   تشخیص این که دیگران به چه حواسی وابسته اند ، از طریق گوش دادن ، به کلماتی که آنان به کار می برند.
-   توانایی کلی گویی یا جزئی گویی در جای مناسب ، برای کسب نتایج خاص 
-   استفاده غیرمستقیم از زبان برای تشخیص و تاثیر .
-   احترام به کلمات و عبارت های دیگران ، چرا که کلمات ، بیانگر تجربه آن ها از واقعیت است.
تفکر
  شامل قدرت تولید و قدرت ادراک است.
عناصر تفکر شامل دیدن ( دیداری ) شنیدن ( تصور صداها یاداشتن گفت و گوهای درونی ) ، تجربه احساسات ( عاطفی یا بساوشی ) و حس کردن بوها یا مزه ها است . در هریک از این حوزه ها ، ان . ال . پی کمک می کند تا این افراد متوجه افکارشان باشند و در صورت نیاز آن ها را تغییر دهند .
 برای مثال ممکن است از کسی بخواهید درباره گلی فکر کند ابتدا او می تواند ، تصور کند که گل چگونه است ؛ سپس او بوی آن را در نظر می آورد. آنگاه احساس خود درباره ی گل را به ذهن آورد و در آخر مزه آن را تصور کند . بعضی گل ها خوراکی هستند . تا این جا تجربه فرد از گل تقلید از واقعیت بوده است .
شما از فردی بخواهید که گل واقعی را تصور کند آن گونه که قابل ادراک است ؛ تجربه ی ذهنی خود را تغییر دهد تا چیز کاملا جدیدی را در تصور خود ایجاد کند . برای مثال شما ممکن است از او بخواهید که گلی را با رنگ ، اندازه و بوی متفاوت و غیره تصور کند . توانایی ذهن برای انجام دادن این تغییرات ، اساس یادگیری و نوآوری است و اگر شما تجربه کافی نداشته باشید ممکن است با تغییرات به وجود آمده حاصل از تغییرات ذهنی شگفت زده شوید .
توانایی تغییر حواس در ان . ال .پی افراد را قادر می سازد تا تجربیات کم و بیش خوشایندی را در خود ایجاد کنند و اگر از ایجاد تجربه ای ناخوشایند در ان . ال .پی شگفت زده هستند ؛ به چگونگی آموزش افراد برای دور نگه داشتن دستان خود از آتش ، یا به چگونگی مطمئن ساختن افراد برای دوری کردن از رانندگی بعد از مصرف مشروبات الکلی فکر کنند.

احساسات
   روش دیگری که در ان . ال .پی با عواطف پیوند دارد از طریق ارتباط آن با رفتار است . از آنجا که ارتباط نزدیکی بین بدن و ذهن وجود دارد ؛ ایجاد تغییرات ذهنی با تغییر موقعیت بدن ، یک نمونه از این نوع ارتباط است .
 اغلب مردم از روی عادت موقعیت های مختلفی در ارتباط با حالت های عاطفی متفاوت دارند ، برای مثال وقتی که آن ها پر انرژی هستند ، فضای بیشتر و هنگام نگرانی ، فضای کمی را اشغال می کنند . با تغییر موقعیت بدن ، امکان تغییر افکار و احساسات وجود دارد .
باورها / ارزش ها / فرض ها
  یکی از نقاط قوت ان . ال . پی توانایی آن برای تحت تاثیر قراردادن تغییر سطوح اساسی است . اگر چه آموزش مهارت های جدید؛ تغییراتی را به وجود می آورد ، ولی این باورها ، ارزش ها و فرض هایی هستند که اساس هر فرد را تشکیل می دهند.
نشان دادن یک گوجه فرنگی سبز به فردی که باور می کند گوجه فرنگی ها همیشه قرمز هستند و یا تشویق فردی از اقلیتی برای درخواست شغلی که باور نمی کرد ، به آن شغل دست یابد ؛ از جمله این موارد است .

معنویت
« ان . ال . پی» راه های کاوش ماورای تجربه های زندگی روزمره را نیز تحت تاثیر قرار می دهد . بعد معنوی مفهومی نسبتا متفاوت از مفاهیم دیگر مثل : افکار ، احساسات ، رفتار و باورهاست که مورد بحث قرار می گیرد ؛ بنابراین انتقال این مفاهیم به دلیل این که مردم فهم یکسانی از آن ها دارند آسان تر است .
 برای مثال در بحث سنجش میزان توجه یا عدم توجه دانش آموز کارنسبتا آسانی است . با این وجود با معنویت ، تجربه هر فردی درونی و منحصر به فرد است و کلمات برای بیان آن محدود است .
برای مثال دو فرد ممکن است از منطقه ای در خارج از شهر دیدن کنند و ازمناظر ، صداهای حیوانات تابش آفتاب واز بوهای خوش آنجا لذت ببرند یکی از آن ها ممکن است ، به سادگی روز خوبی  را در بیرون از منزل تجربه کند ، ولی برای

 

شخص دیگر بیرون بودن از خانه به منزله آگاهی از چیزی ماورای تجربه او باشد . شاید دیدن آن منطقه احساس دست یافتن به چیزی ، احساس یکپارچگی ، احساس قدرت یا کیفیتی باشد که حواس او را اشباع می کند . اگر چه شخص دوم کاملا از این تجربه فردی آگاه باشد توضیح آن در زبان روزمره برای او دشوار است . برخلاف چنین محدودیت هایی بسیاری از افرادی که با ان . ال .پی کار می کنند . به افراد دیگر کمک می کنند تا حس و آگاهی معنوی خود را توسعه بخشند.
مشخصه های ان . ال. پی 
 - ان . ال . پی یک رویکرد کلی نگر است .
 - ان . ال . پی با جزئیات سروکار دارد .
-  ان . ال . پی بر اساس توانایی و الگوسازی نقشی است .
 - ان . ال . پی بر پردازش ذهنی تمرکز دارد .
-  ان . ال . پی طرح های زبانی خاص را به کار می برد .
 - ان . ال . پی هم با ذهن هشیار و هم با ذهن ناهشیار کار می کند .
-  ان . ال . پی در فرایندها و نتایج سرعت عمل دارد.
-  ان . ال . پی رویکردی خنثی است .
 -  ان . ال . پی در رفتار خود به افراد احترام می گذارد .
پیش فرض ها
  تجربه برای خود ساختاری دارد .
ذهن و جسم هر دو به یک سیستم وابسته هستند .
افراد کارهای خود را تمام و کمال انجام می دهند .
اگر انجام کاری برای کسی ممکن است ، هر فرد دیگری قادر به انجام آن کار می باشد.
هر فردی از تمامی منابع مورد نیاز برخوردار است .
شکست اصلا معنایی ندارد ، هر چه هست بازخورد است .
اگر آن چه را انجام می دهید ؛ موثر نیست کار دیگری انجام دهید .
بعضی اوقات شما آنچه را که بهترین است ، به نحو احسن انجام می دهید .
در پشت همه رفتارها یک مقصد اصلاحی وجود دارد.
معنای یک ارتباط پاسخی است که دریافت می کنید
ادراک افراد دریافت کننده ، موثر بودن یک تعامل را مشخص می کند ؛ نه قصد فرد شروع کننده آن تعامل .
ارتباطات
   با توجه به سرعت بالای « ان . ال .پی » چگونه می توان از آن استفاده بهینه کرد؟
اگر شما عادت به انجام دادن کارها در مدت زمان طولانی داشته باشید ، سرعت عمل کاری ممکن است مورد ظن و گمان شما باشد . برای نمونه شما ممکن است که بگویید ، به سالیان سال مطالعه نیاز هست تا بتوان تفاوت های بین گیاهان وحشی را یاد گرفت ، اما برخورد با خارهای یک گیاهان وحشی می تواند ، به خوبی ظاهر و بوی آن را در ذهن شما تداعی کند و برای همیشه در ذهنتان بماند .
 به این دلیل که رویکردهای معمول روان شناسی به طور سنتی وقت گیر بوده اند باور کردن سرعت عمل ان . ال . پی می تواند مشکل ساز باشد . با این حال سرعت عمل ان . ال . پی در کسب نتایج به اثبات می رسد.
چارچوب ها ، الگوها ؛ تکنیکها
دیاگرام تجربی :
در اصل این دیاگرام دو نوع کاربرد دارد : تغییر فردی و الگوسازی و بهبود عملکرد . این دیاگرام پیج عنصر را که بر عملکرد تاثیر دارند ، ارایه می دهد :
-      نتایج 
-       رفتار 
-       راهبرد های ذهنی 
-       عواطف 
-      باورها
یک سخن مورد قبول در  ان . ال .پی این است که اگر شما همیشه آن چیزی را انجام دهید که قبلا انجام می دادید ، به همان خواسته قبلی خود می رسید .
سطوح عصبی _ زبانی ( سطوح منطقی )
این چاچوب ( که رابرت دیلتز آن را توسعه داد ) ، به تفکر درباره یادگیری وتغییر و رشد فردی  کمک می کند و دارای شش سطح اساسی است که در آن فرد می تواند ، عمل کند .
این شش سطح ، به ترتیب اهمیت عبارتند از :
-       محیط ( کی و کجا چیزها اتفاق می افتد ؟ فرصت ها و محدودیت ها )
-       رفتار ( آنچه که فرد انجام می دهد . عمل ها و عکس العمل ها )
-       توانایی ها ( چگونه فرد کارها را انجام می دهد و آن فرد چگونه انگیزش پیدا می کند ؟ )

-      هویت ( تفکر فرد درباره ی خود ، معنایی از خود و ماموریت فردی )
-       معنویات ( فرد برای چه چیزی اعمالی را انجام می دهد ، به خاطر خانواده ، جامعه و یا به خاطر آن چه که فراسوی فرد است )
این سطوح اساسی در سلسله مراتبی قرار می گیرند که در آن معنویت در بالاترین سطح و محیط در پایین ترین سطح قرار دارد و هر سطح نسبت به دیگر سطوح نورولوژی بیشتری را شامل می شود . این سطوح بعضی اوقات ، به عنوان دایره هایی در درون دایره های دیگر نشان داده می شوند ، اما در اغلب موارد ، به عنوان مثلث هایی در نظر گرفته می شوند که در آن 5 سطح اول اساس مثلث را تشکیل داده و سطوح بالاتر ؛ به عنوان یک مثلث واژگون در درون مثلث اول در نظر گرفته می شوند.
این چارچوب را می توان در روش های مختلفی به کاربرد ، یک روش مهار ، تناسب و هم خوانی بین سطح است . به عنوان مثال ، برای یک فرد ممکن است که به موقع سرقرار حاضر شدن مهم باشد ؛ اما در عمل اغلب دیر کند. بنابراین این باور ( اهمیت حضور به موقع در ملاقاتها ) با رفتار ( دیرکردن ) در تضاد است .
 این چارچوب به افراد کمک می کند ، تا دریابند که بین تفکر و عملکرد آن ها و ارزش و هویتشان هماهنگی وجود دارد ، یا خیر ، تضاد بین این سطوح به استرس ، سوء تفاهم ها و عملکرد ضعیف منجر می شود .
این چارچوب برای سازمان ها نیز می تواند مورد استفاده قرار گیرد .
 اگر شرکتی از یک مشاور دعوت کند تا مطالبی را درباره توجه به مشتری ها ارائه دهد ، سئوالات مرتبط به سطوح نورولوژی ، به شناسایی ناهماهنگی های موجود در شرکت کمک می کند .
ناهماهنگی هایی مانند : نامرتب بودن کارگاه یا عدم توجه کارکنان به دیدگاههای مشتریان . این ناهماهنگی ها می تواند ؛ با باور آن سازمان که توجه به مشتری است ، در تضاد باشد .
 همچنین در بعضی اوقات افکارهای کارکنان درباره توجه به مشتری با افکار سازمان مطابقت ندارد و به انتقال پیام های نامشخص ، به ملاقات کنندگان و با مشتریان منتهی می شود .

خطوط زمانی :
خطوط زمانی یک چارچوب مفهومی است که با چگونگی ادراک فرد از زمان سروکار دارد و نشان می دهد که افراد اطلاعات را بر اساس زمان به روشهای مختلف ذخیره می کنند .یونانیان باستان با مفهوم خطوط زمان آشنا بودند و آن رادر افکار و نوشته های خود در طول قرن ها منعکس کرده اند .
نظریه ی خطوط زمانی ؛ یعنی این که افراد زمان را به روش های گوناگونی واکنش نشان می دهند . یک مثال ساده نشان می دهد که زمان اغلب وقتی که غیر قابل کنترل ، به نظر می رسد آهسته می گذرد ( برای مثال : منتظر شدن در یک ترافیک سنگین ) و درطول لحظه های لذت بخش ، به سرعت می گذرد . پس زمان یک مفهوم ثابت نیست ، بلکه مفهومی است که بر طبق درک ما از آن تغییر می کند .
 ان . ال . پی مفهوم زمان را بیشتر مورد توجه قرار می دهد و ما را قادر می سازد تا خود را در زمان ها و مکان ها ی مختلف تصور کنیم .
برای روشن شدن مطلب ، مفهوم حرکت زمان را در نظر می گیریم . بدین گونه که خطی در کف اتاق تصور کنیم که یک سر آن زمان گذشته و سردیگر آن زمان آینده را نشان دهد ، زمان حال بین این دوتاست .
این امکان وجود دارد که ما روی خط در نقطه ای بایستیم که زمان حال را نشان بدهد و به آینده نگاه  کنیم وتصور کنیم که آینده چگونه می تواند باشد . مثلا تصور می کنیم که فعالیت خاصی را انجام می دهیم . همچنین  می توانیم گذشته را به همان ترتیب تصور کنیم و رفتار خود در گذشته را به خاطر بیاوریم . چنین تصوراتی به فردکمک می کند تا احساسات خود را درباره ی حوادث خاص تصور کند .
باز ممکن است که فرد به طور فیزیکی در چنین خطی حرکت کند ، مثل این که گذشته را مرور می کند ، یا به آینده حرکت می کند . بدین ترتیب دسترسی مجدد به احساساتی که با حوادث خاص در ارتباط است، نسبتا آسان می شود . وقتی که فرد این تصورات را به وجود می آورد ، امکان ارزشیابی از یک دیدگاه دیگری را که به ظاهر وجود دارد می بینید و می تواند از پاسخها ی خود مطلع شده ، تغییرات مناسب را به وجود آورد . مفهوم خطوط زمانی ، که در حقیقت یک روش استعاری است . روشی عالی را در کار با موضوعات و کسب دیدگاه ها و رشد بیشتر فردی فراهم می کند .
نظریه ی هماهنگ سازی حوزه ای :

 




یاری از متخصصان درباره ی تبدیل رشته ان . ال .پی به یک چارچوب و هماهنگ سازی آن اندیشیده اند . رابرت دیلتز چارچوبی را ارائه می دهد وعقیده دارد که همزمان با پیشرفت ؛ ان . ال . پی از شکل منظم فاصله گرفت و به رویکردهای مرحله به مرحله خطی نزدیک شد . اگر چه این مساله به انتقال سریع تکنیک ها و مهارت ها انجامید ، از سویی به از دست رفتن تصویر بزرگ تر منتهی شد .
بنابراین بسیاری از دانشجویان ان .ال .پی تلاش می کنند ، تا دریابند که چگونه ابزار و تکنیک هایی که آموخته اند ؛ با یکدیگر تناسب پیدا می کنند . در جهت حل این مشکل ، دیلتز چارچوبی را برای فهم عملکرد انسانی ارائه داد. این چارچوب دارای سه عنصر است :
·       سطوح عملکرد ( سطوح منطقی )
·       زمان
·       دیدگاه ( موقعیت ادراکی )
(ان . ال . پی ) جدید
ان . ال . پی جدید یک روش کل نگر در دستیابی به پتانسیل انسانی است . کتاب " همسفر با لاک پشت ها " اثر جان گریندرو دلوزیر بعضی از ایده های موجود در ان . ال . پی جدید را بیان می کند . ان . ال . پی جدید نتیجه ی کار و حاصل تجربه کارلوس کاستاندا و گری گوری باتسون ، در رابطه با سرخ پوستان آمریکا و طبل زنی ، پایکوبی و آواز خوانی آفریقایی ها و نتیجه مطالعات آن ها در زمینه ی انسان شناسی و داستان گویی می باشد . بعضی از رویکردهای آن شامل خواب دیدن های فعال ، رشد علوم شهودی و انجام تمرینات ، به منظور هماهنگ سازی فعالیت های مغزی است .
الگوی TOTE :
جرج میلر، یوجین گالانتر و کارل پریبرام الگوی TOTE  را توسعه دادند و در کتاب خودشان به نام " طرح ها و ساختارهای رفتاری " چارچوب آن را مشخص کردند . از این الگو می توان در حل مساله ، خلاقیت و رشد کمک گرفت . این الگو با مکانیزم های دفاعی کار می کند و این ایده را ارائه می دهد که اگر ما یک نتیجه مطلوب را به دست نمی آوریم به اقدامات بیشتری برای موفقیت نیاز داریم . الگوی TOTE  شامل سه عنصر زیر است :
·       T = آزمون
·       O = عملیات

·       ·       ·       ·       ·       ·       E  = خروج
اگر ما استارت زدن یک ماشین را در نظر بگیریم ، به روشن کردن موتور قبل از حرکت ماشین نیاز می باشد . آزمون این است که آیا موتور روشن است ؟ اگر روشن نیست ، نیاز به انجام کاری هست . عملیات با چرخش کلید موتور روشن می شود . در این صورت ازمون را می توان دوباره تکرار کرد . آیا موتور روشن است ؟ جواب این دفعه مثبت است ، بنابراین فرد از آزمون خارج می شود .
این فرایند هدف یا نتیجه را در نظر دارد و یک سری روش های دست یابی به آن هدف ها را دنبال  می کند ، با به کارگیری رویکردهای مختلف می توان به هدف دست یافت . یک فرایند معمولی با به کارگیری الگوی TOTE  در روابطه  درون فردی ، به قرار زیر باشد :
o     آیا فروشنده به من کمک کرده است ؟ ( آزمون )
o     در عوض من چه کاری می توانم انجام دهم ؟ درباره تبسم کردن چطور ؟ ( عمل کردن )
o     ایا فروشنده این بار کمکی می کند ، یا نه ؟ ( آزمون مجدد)
o     بلی ( خیلی خوب _ خروج)
الگویTOTE  به افراد کمک می کند تا آنچه را که انجام می دهند ، مورد ارزیابی قرار دهند و به منظور به دست آوردن نتایج خوب انعطاف پذیر باشند . دیاگرام زیر این فرایند را در عمل نشان میدهد.
الگوی ROLE   :
الگوی ROLE  که رابرت دیلتز آن را گسترش داد ، به تشخیص تفکر افراد و در نتیجه رفتار آن ها کمک می کند و چهار عنصر زیر را در بر می گیرد :
R . سیستم های بازنمایی ( افراد کدام یک از حواس بینایی ، شنوایی ، چشایی ، بویایی و لامسه را دریک مرحله خاصی از تفکرشان بیشتر به کار می برند)
O  .جهت گیری ( فرد جهت گیری درونی _ به طرف حافظه یا خیال ، یا بیرونی _به طرف دنیای خارج دارد ؟ )
L . ارتباط ( چگونه یک مرحله از راهبرد با مراحل بعدی در یک زنجیره ارتباط پیدا می کند _ آیا مراحل مختلف هم پوشی دارند ، یا به صورت مرحله به مرحله و به ترتیب می باشد ؟ )
  E . اثر ( اثر ، نتیجه یا هدف یک مرحله در راهبرد چیست ؟ برای مثال دسترسی به اطلاعات ، سازماندهی ، ارزیابی یا قضاوت درباره ی اطلاعات )

    با در نظر گرفتن این عناصر این امکان وجود دارد که نقشه ی تجربه فکری فرد را طرح کرد و اثر بخشی را بهبود بخشید .
الگوی Score :
این الگو که حاصل کار دیلتز و اپستاین است با حل است با حل مشکلات دریک روش خلاق سرو کار دارد و دخالت پنج عنصر در این فرایند را پیشنهاد می کند که عبارتند از :
S  علائم ( نمایه ها ) : مشخص ترین و هوشیارترین جنبه های یک مشکل و تداوم نسبی برای مدت زمانی
C علت ها ( عناصر اساسی مسئول ایجاد و ابقای علایم )  که تمایل دارند در مقایسه با علایم کمتر آشکار باشند .
O نتایج ( حالت ها یا اهداف مطلوب که جای علایم را می گیرند)
R منابع ( عناصر مسئول انتقال علایم و ایجاد و ابقای نتایج ، یا تاثیرات )
E اثرات ( پاسخ ها یا نتایج کسب یک هدف ، که ممکن است در چگونگی تاثیر آنها بر انگیزش مثبت یا منفی باشد )
این پنج عنصر با یکدیگر ارتباط درونی داشته و می توانند مورد سنجش قرار گیرند و در روش ها ی مختلفی برای دستیابی به راه حل ها به کاربرده شوند.

نوشته شده توسط مجید  در ساعت 1:59 | لینک  | 

 
توسل به ائمه(ع) براي چيست و آيا بهتر نيست انسا ن مستقيما از خدا بدون واسطه حاجت بخواهد؟
ضرورت توسّل
بدون شك آدمى براى تحصيل كمالات مادى و معنوى، به غير خود؛ يعنى، خارج از محدوده وجودى خويش، نيازمند است. عالم هستى بر اساس نظام اسباب و مسببات استوار شده و تمسّك به سبب ها و وسايل براى رسيدن به كمالات مادى و معنوى، لازمه اين نظام است.
بر همين اساس قرآن كريم، انسان را در جهت كسب كمالات معنوى و قرب به درگاه الهى، امر به توسّل به اسباب تقرب كرده است:«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ»؛ «اى مؤمنان پرواى الهى داشته باشيد و به سوى او وسيله تحصيل كنيد»: مائده (5)، آيه 35.. در روايات پيامبر اكرم و امامان معصوم(ع) نيز بر لزوم توسّل به اولياى الهى هنگام دعا، تأكيد شده است؛ چنان كه در روايت نبوى مستند نزد شيعه و اهل سنت آمده است:
«كل دعاء محجوب حتّى يُصلّى على محمد و آل محمد»؛ ميزان الحكمه، ج 4، ص 1662، ح 10794؛ كنزالعمال، ح 2153؛ المعجم الاوسط، ج 1، ص 220. «هر دعايى محجوب است تا اينكه بر محمد و آل محمد درود فرستاده شود».
بنابراين همچنان كه اصل دعا از اسباب و وسيله هاى فيض است و مى توان حاجت را به طور مستقيم از خداوند درخواست كرد؛ توسّل به اولياى الهى در هنگام دعا نيز از اسباب فيض و وسايل قرب به خداوند است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجید  در ساعت 13:38 | لینک  | 

خوشه ای ازوصایای امام علی علیه السلام به فرزند عزیزش امام حسن علیه السلام


انسان وقتی بدنیا می‌آید، دو چیز است که هیچگاه از او جدا نخواهد شد،


1 – نیاز به غذای جسم

2 – نیاز به غذای روح



در این جا گوشه ای از کلام امام همام علی علیه السلام در وصایایش به فرزند عزیزش امام حسن علیه السلام را می‌آوریم، که چقدر زیبا و دلنشین، وجود خداوند حکیم را برایش توصیف می‌کند و چگونه او را به او فرا می‌خواند!!

 

خودسازی
پسرم، اول خودسازی!

پسرم! همانا تو را به تقوی الهی سفارش می‌کنم که پیوسته در فرمان او باشی، و دلت را با یاد خدا زنده کنی، و به ریسمان او چنگ زنی، چه وسیله ای مطمئن‌تر از رابطه تو با خداست اگر سررشته آن را در دست گیری.


پسرم، فقط خداوند صاحب همه چیز و همه علم و جاودانه است!


پسرم! در وصیت من درست بیاندیش، بدان که در اختیاردارنده مرگ همان است که زندگی در دست او، و پدیدآورنده موجودات است. همو می می‌راند، و نابودکننده همان است که دوباره زنده می‌کند، و آنکه بیمار می‌کند شفا نیز می‌دهد. بدان که دنیا جاودانه نیست ، و آنگونه که خدا خواسته است برقرار است، از عطا کردن نعمت‌ها، و انواع آزمایش‌ها، و پاداش دادن در معاد، و یا آنچه را که او خواسته است و تو نمی‌دانی.


پس اگر درباره جهان، و تحولات روزگار مشکلی برای تو پدید آمد آن را به عدم آگاهی ارتباط ده.


پسرم، خداوند واسطه ای برای نعمت و رحمتش قرار نداده است!


بدان، خدایی که گنج های آسمان و زمین در دست اوست، به تو اجازه درخواست داده، و اجابت آن را  بعهده گرفته است.


تو را فرمان داده که  از او بخواهی تا عطا کند، درخواست رحمت کنی تا ببخشاید، و خداوند بین تو و خودش کسی را  قرار نداده تا حجاب و فاصله  بین تو و خودش  ایجاد کند، و تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری. و در صورت ارتکاب گناه در توبه را مسدود نکرده است. در کیفر تو شتاب نداشته، و در توبه و بازگشت، بر تو عیب نگرفته است.


در آنجا که رسوایی سزاوار توست، رسوا نساخته، و برای بازگشت به خویش شرائط سنگینی  قرا رنداده

 

در گناهان ، تو را به محاکمه نکشیده، و از رحمت خویش ناامیدت نکرده، بلکه بازگشت تو را از گناهان، نیکی شمرده است.


پسرم، کلید گنجینه های الهی فقط خواست توست از او !


خواسته های تو بگونه ای باشد که جمال و زیبایی تو را تامین، و رنج و سختی را از تو دور کند، که نه مال دنیا برای تو پایدار، و نه تو برای مال دنیا باقی خواهی ماند

هرگاه او را بخوانی، ندایت را می‌شنود ، و چون با او راز دل گویی راز تو را می‌داند، پس حاجت خود را  با او بگوی، و آنچه در دل داری نزد او باز گوی، غم و اندوه خود را در پیشگاه او مطرح کن، تا غمهای تو را برطرف، و در مشکلات تو را یاری رساند.


از گنجینه های رحمت او چیزهایی را درخواست کن که جز او کسی نمی‌تواند عطا کند، مانند عمر بیشتر، تندرستی بدن، و گشایش در روزی، ( و بدان که )خداوند کلیدهای گنجینه های خود را در دست تو قرار داده ، چرا که به تو اجازه دعا کردن و خواستن داد. پس هرگاه اراده کردی می‌توانی با دعا، درهای نعمت خدا را بگشایی، تا باران رحمت الهی بر تو ببارد.


هرگز از تاخیر اجابت دعا ناامید مباش، زیرا بخشش الهی به اندازه نیت توست . گاه ، در اجابت دعا تاخیر می‌شود تا پاداشی بیشتر ازخواسته دعا کننده بدهد .


گاهی درخواست می‌کنی اما پاسخ داده نمی‌شود، زیرا بهتر از آنچه خواستی به زودی یا در وقت مشخص ، به تو خواهد بخشید ، یا به جهت اعطاء بهتر از آنچه خواستی ، آنرا اجابت نمی‌کند، زیرا چه بسا خواسته‌هایی داری که اگر داده شود مایه هلاکت دین تو خواهد بود.


پس خواسته های تو بگونه ای باشد که جمال و زیبایی تو را تامین، و رنج و سختی را از تو دور کند ، که نه مال دنیا برای تو پایدار، و نه تو برای مال دنیا باقی خواهی ماند.

 

نوشته شده توسط مجید  در ساعت 6:35 | لینک  | 

دابوت فنی است که از جدید ترین طرح ها و روش ها و یافته های علمی استفاده کرده است و هدف آن رساندن افراد به بالا ترین مراتب بازدهی و بهره وری می باشد . این فن که به تازگی متولد شده است ، حاصل تلاش بسیار و مطالعات شبانه روزی ، تحقیقات ، تجارب و مطالعات موردی بسیار می باشد که در عمل خود را بخوبی نشان داده است .
در این علم سعی شده است مجموعه تکنیکهایی ارایه شود که توسط آن افراد بتوانند به خلاقیت ، تسلط بر خویشتن ، خود شکوفایی ، نبوغ ، خود شناسی ، خداشناسی و … و نهایتا به پیروزی نهایی و بهروزی دست یابند . دابوت ، دانش ارتباطات ، سایکوسایبرنتیک ، تصاویر ذهنی ، روانشناسی ورزش ، بهره وری ، آموزش و پرورش ، متافیزیک ، هیپنوتیزم و … تشکیل می دهد .
یکی از مشخصه های دابوت که این علم را از دیگر علوم موفقیت تمیز می دهد . نگاه همه جانبه این علم به تمام ابعاد وجودی انسان و تواناییهای بالقوه او می باشد .
دابوت علمی است که به ساختار ذهن افراد کار دارد.موفقیت و بهره وری ، خلاقیت و غنا همگی ساخته فکر و ذهن ماست . دابوت به ما کمک می کند تا در کمترین زمان ممکن به چند و چون و روشای رسیدن به نتایج دلخواه دست یابیم . از دیگر اهداف این فن احوال مطلوب ، روحیه قوی ، رهایی از خاطرات بد ، انجام کارها به نحو درست ، تغییر صدای ملامت گر درونی به صدای دلنشین و دوستانه ، تغییر عادتهای نامطلوب و آشنایی با نیروی کائنات و … است .
دابوت معتقد است که می توان مغز را همانند یک کامپیوتر برنامه ریزی کرد و نتایجی از قبل تعیین شده گرفت . هر انسانی بر این باور است که توانمندیهای بالقوه گسترده ای دارد . با این حال یکی از بزرگترین آرزوهای بشر بطور خود آگاه یا ناخودآگاه کسب توانایی های لازم برای ایجاد تغییر و ساختن دنیایی مطلوب تر می باشد .اگر واقع بینانه به آرزوها بنگریم متوجه می شویم آرزوها چیزی نیستند مگر تمایلات به ایجاد تغییر که این امر می تواند میل به کسب ثروت ، ارتقاء درجه و… می باشد . باید بدانید برای رسیدن به این اهداف مجهز شدن به مهارتها و فنونی ویژه برای ایجاد تغییر در خود الزامی و حیاتی است .
دابوت همچنین معتقد است : تنها به واسطه تغییرات فردی و بالا بردن بهره وری شخصی است که می توان زمینه تحولات اجتماعی و ملی را فراهم کرد . آشنایان به روش دابوت می دانند چیزی به نام شکست وجود ندارد و هرلحظه را باید فرصتی برای یادگیری و افزودن بر تجارب زندگی دانست .
این علم یک ابزار موفقیت است که در هرجایی می تواند کاربرد داشته باشد و تک تک افراد می توانند با این استفاده از این علم یک زندگی زیبا ، دلنشین و سراسر لذت را برای خود طراحی کنند .
این علم بسیار مهیج و در عین حال پیچیده است و فنون آن این امکان را به ما می دهد که میزان بهره وری شخصی را به طرز عجیبی بالا ببریم و در حالیکه بدنبال اهداف خود هستیم از زندگی نهایت لذت را ببریم .
گاردنر می گوید : انسان تا حصار اطراف خود را خراب نکند ، نمی داند که زندانی بوده است …
اندیشه های بزرگ ، مردان و زنان بزرگ را بوجود می آورد ، پس شما هم سعی کنید بزرگ بیندیشید . اگر می بینید که نمی توانید خود را در عالی ترین و شگفت انگیزترین موقعیت های ممکن تصور کنید و یا اندیشه هایی از این دست به سرتان می آید که : من هرگز نمی توانم صاحب آن چیز شوم یا آن رویداد نمی تواند برای من پیش بیاید .
شاید لازم باشد که به تصویریکه از خود در ذهن دارید ، بنگرید . تصویریکه از خود دارید ، یعنی شیوه نگرش و احساسی که به خویشتن دارید . این تصویر معمولا پیچیده و چند جانبه است . برای آگاهی کامل از همه جنبه های آن در ساعات مختلف روز و در اوضاع و شرایط گوناگون ، از خود بپرسید : اکنون چه احساسی نسبت به خود دارم ؟ و به تصاویر یا اندیشه هایی که به ذهنتان خطور می کند توجه کنید .
باید سعی کنیم که آن حالت عطش ،خواستن و آمادگی پذیرش را در خود بوجود آوریم . در این صورت ما قادر خواهیم بود که نیروهای عظیم درونی خود را در راه رسیدن به هدف فعال سازیم .
ادیسون می گوید : اگر انسان از توانایی های خود اطلاع داشت ، جدا شگفت زده می شد .
ما باید بتوانیم حالت پذیرش را در ناخودآگاه خود بوجود آورده و آن را حفظ کنیم تا پایدار بماند . امروز همگان می دانند که انسان دارای دو ضمیر خوداگاه و ناخوداگاه است . ضمیر خوداگاه کارهای روزمره ما را انجام می دهد .ضمیر ناخوداگاه کارهایی را انجام می دهد که احتیاج به تصمیم گیری ما ندارد . این ضمیر بسیار قوی بوده و کارهای مشکل را انجام می دهد . اگر توانایی انسان را به دیواری در تاریکی به طول و عرض ۱۰ متر تشبیه کنیم و سپس با چراغ دستی کوچکی به این دیوار نور بتابانیم ، تنها نقطه ای از آن دیوار قابل رویت خواهد بود . قسمت روشن را می توانیم ضمیر خوداگاه و فضای وسیع و تاریک را ضمیر ناخوداگاه انسان بنامیم .
هدفتان را مشخص کنید تا بدانید به کدام سو باید برویم :
می خواهیم ببینیم چگونه می توانیم نیروهای ضمیر ناخوداگاه را به فعل در آوریم . ضمیر ناخوداگاه افکار ، تصاویر و کلام را نمی تواند از واقعیت تمییز دهد . یعنی شما می توانید با کلام ، تصاویر ذهنی و افکار خود ضمیر ناخوداگاه را فریب دهید . با این روش هم می توانید آن حالت پذیرش و صلاحیت داشتن را در خود ایجاد کنید و هم نیروهای عظیم درونی را فعال سازید .
بهترین و ساده ترین روش استفاده از عبارات تاکیدی است . بسیاری از افراد اوایلی که با این تکنیک آشنا می شوند به دیده تمسخر به آن نگاه می کنند و خیلی آن را جدی نمی گیرند . آقای بهنام بستان ، بنیانگذار روش دابوت عقیده دارند که عبارتهای تاکیدی و تصویر سازی ، رسیدن به نتیجه قبل از عمل است و اول حالت پذیرش موقعیت مطلوب را در شخص بوجود می اورد و بعد نیروهای درونی را فعال می سازد .
امروزه اکثر دانشمندان و روانشناسان معتقدند علت عدم پیشرفت بسیاری از مردم نداشتن خودباوری است . انسانهای ضعیف اصولا تمایل دارند خود را محدود کرده و تواناییهای خویش را مقید سازند .
کسانیکه محدودیتهای فکری و ذهنی خویش را کنار گذاشته اند و بدون محدودیت اندیشیده اند ، توانسته اند به بالا ترین مدارج ترقی راه یابند .

تصویر پردازی ذهنی
ما با حواس پنج گانه خود ، نه تنها با محیط اطراف ارتباط برقرار می کنیم ، بلکه با درون خود نیز توسط همین پنج حس ، ارتباط برقرار می کنیم . به زمانی بیاندیشید که یک خاطره خوب در زندگی شما رخ داده است . سعی کنید در ذهنتان اندازه تصاویر را بزرگ و بزرگتر سازید . چه احساسی دارید ؟ آیا احساس خوشایندی به شما دست می دهد ؟ روی تصویر سازی فکر کنید مشاهده می کنید که اصل فکر کردن ، چیزی جز تصویر پردازی ذهنی نیست .
این تصویر ذهنی گاهی اوقات بطور عمدی توسط خودمان و به اراده ما ساخته و به نمایش در می ایند و برخی اوقات بدون خواست ما و ناخوداگاه بوجود می اید . ما ، آن چیزی هستیم که می اندیشیم . هستی ما با افکارمان بلندی می گیرد و دنیایمان را با اندیشه هایمان می سازیم .
برای اینکه در کار تصویر سازی ذهنی بتوانیم بخوبی تبحر و یا مهارت پیدا کنیم ، از ابتدا باید تمرین های آن را انجام دهیم . همانطور که با تمرین کردن عضلات بدنمان قوی می شود ، برای قوی کردن عضلات فکری و تصویر های ذهنی نیز ، می بایستی تمرین کنیم .
ما نمی توانیم خاطره ای را به یاد بیاوریم و احساسی را پیدا کنیم ، بدون اینکه تصویر داشته باشیم .
نمی توانیم برای آینده خود تصمیم بگیریم و اصولا هر تفکری با تصویر همراه است .
۱- اندازه تصاویر : به موضوعی بیاندیشید که احساسات شما را تحت تاثیر قرار دهد . این می تواند یک خاطره خوب یا ناخوشایند باشد . حال تصویر خود را بزرگ و بزرگتر و سپس تصاویر را کوچک و کوچکتر کنیم ، ببینید احساسات شما چگونه تغییر می کند . هرگاه حس کردید با فکر کردن در مورد مطلبی یا صحنه ای دچار استرس می شوید ، می توانید تصویر خود را آنقدر کوچک کنیم که دیگر دیده نشود .
۲- روشنایی تصاویر
۳- رنگ تصویر
۴- حرکت تصویر
۵- سرعت تصویر
۶- فاصله تصویر
۷- وضوح تصویر : تصاویر را می توان تخریب کرد و از وضوح آنها کاست ، و یا برعکس به تصاویر وضوح و شفافیت بخشید .
تناسب بین تصاویر واقعی و ساختگی : در علم دابوت تکنیکی وجود دارد بنام اردک ، که می گوید : هر وقت از دست کسی به شدت عصبانی شدید و هر بار که آن شخص به یاد شما آمد و حال شما را بد کرد ، می توانید چهره او را بصورت یک اردک ببینید . به پاهای او نگاه کنید که مثل یک اردک به زمین چسبیده است . بدن او مثل مرغابی پر دارد و دو بال کوچک در دو طرف بدن او بالا و پایین می رود . منقار پهن و مضحکی نیز برای او بگذارید . در اکثر اوقات اگر این کار را انجام دهید ، حالت روحی شما خیلی زود تغییر پیدا می کند و این عدم تناسب بین تصویر ساخته شده توسط شما و شکل واقعی آن شخص موجب خندیدن و در نتیجه اعتدال حالت روحی شما می شود.
تصویر سازی صبحگاهی
صبحها پس از بیدار شدن و شبها قبل از خواب ، عباراتی که از قبل آماده کرده و نوشته اید را بصورت جملات تاکیدی در زمان حال قرائت کنید ، تا بدین سان با توجه به تاثیری که کلام بر اعصاب می گذارد ، شما را آماده پذیرش قهرمانی و موفقیت نماید .
اگر تصویر پردازی خلاقی را جایگزین عبارات تاکیدی کنیم ، در اصل میان بر زده ایم . چرا که جملات و عبارات تاکیدی در وهله اول می بایستی تبدیل به بصویر شوند ، تا روی اعصاب و ضمیر ناخوداگاه اثر بگذارند .
باید توجه داشت که تصاویر می بایستی آنقدر تکرار شوند که ضمیر ناخوداگاه باور کند که این تصاویر واقعیت دارند، چرا که مغز قادر نیست تصاویر ذهنی و واقعیت ها را از هم تمیز دهد . البته بعضی از دوستان معترض هستند که حوصله این کار را نداریم ، فراموش می کنیم ، باید به ایشان بگوییم که پس از چند روز که این کارها را در ذهن خود انجام دادید ، این تصاویر جزئی از زندگی شما خواهد شد و شما دیگر لازم نیست هیچ کاری را انجام دهید . چون شبها به محض وارد شدن به رختخواب ، تصاویر ناخوداگاه آغاز و تا پایان ادامه می یابند و صبح ها بعد از بیداری نیز وضع به همین منوال خواهد بود .
ممکن در زندگی برای شما استرس بوجود آید ، اما باید بدانید که این اضطراب ، نتیجه تفکرات منفی یا بعبارت دیگر ، تصویرهای منفی میباشد . زمانیکه تفکر منفی باشد ، روحیه و در نتیجه رفتار نیز منفی می شود . شما نیز می توانید با یک تصویر سازی خلاق ، اضطراب خود را به حالت تعدیل در آورید .
در علم دابوت تکنیکی وجود دارد که موسوم به انفجار است .
انفجار :
۱- تصویر ذهنی را که عامل اضطراب می باشد را تشخیص دهید .
۲- در ذهن خود تصویر را منفجر کنید ، بطوریکه حتی صدای انفجار را بشنوید .
۳- قطعه های پراکنده شده در فضا را در کنار هم جمع نموده و با آن یک تلوزیون بسازید .
۴- در تلوزیون خودتان را ببینید که در بهترین حالت روحی و جسمانی در حال اجرای مهارتها و حرکتهای خود هستید .
۵- سخنرانی و یا هر چیز دیگر را که سبب اضطراب شما شده است را به پایان برسانید و بهترین آن را ارائه داده اید و تشویق شده اید .


برچسب‌ها: دابوت چیست
نوشته شده توسط مجید  در ساعت 6:27 | لینک  | 

 
سایبرنتیك علم نوپایی است كه موضوع آن بررسی ماهیت كنترل ارگانیسم‌های زنده و به معنی «فرمانش» است.

مغز انسان از نظراندیشه احتیاج به كنترل دارد و فردی كه قدرت كنترل اندیشه هایش را پیدا می‌كند می‌تواند مشكلات روانی خود را حل كند.

در سایكو سایبرنتیك به‌عنوان علم كنترل مغز است. اعتقاد بر این است كه انسان‌ها مجهز به دو مكانیسم خودكار و سرویس دهنده آن در مغز هستند و بنا به دستوری كه خود فرد به مغزش می‌دهد فعال می‌شوند این دو مكانیسم عبارتند از موفقیت و شكست.

مكانیسم شكست تركیبی از احساسات منفی و یأس آور است كه مانع رسیدن فرد به هدفش می‌شود و با پرداختن به شكست‌های گذشته این مكانیسم فعال خواهد شد،  تصور یكی از خصوصیات ضروری انسان موفق است، ‌با رشد تصاویر ذهنی مثبت كه موجب رفاه بیشتر می‌شود و همچنین با ایجاد هدف‌های واقع بینانه و دست یافتنی می‌توان مكانیسم موفقیت ذهن را فعال كرد.

سایكو سایبرنتیك می‌گوید: ذهن انسان ماهیتی خلاق دارد یعنی نظرات را به عمل تبدیل می‌كند. ذهن بسته به دستوری كه ما به آن می‌دهیم فعال وپویاست وقتی وظیفه‌ای را به مكانیسم موفقیت خود واگذار می‌كنید كار دانشمندی را می‌كنید كه مسائل مختلفی را  در اختیار مغز الكتریكی قرار می‌دهد.

واژه سایكو سایبرنتیك به اقتباس از دكتر ماكسول مالتز به مفهوم هدایت ذهن خود به سوی هدفی مفید وسودمند است. سایكو به ذهن و سایبرنتیك در زبان یونانی به معنی راننده یا گرداننده است. سایكو سایبرنتیك یعنی روشی كه می‌خواهید توسط آن خود را كنترل و هدایت كنید و مفهوم آن این است كه از موفقیت  دورن برای رسیدن به حرمت  نفس استفاده كنیم و هرگز به احساسات منفی اجازه ورود ندهیم.

سایكو سایبرنتیك درانسان‌هاامید و باور می‌كارد. اورا متقاعد می‌كند كه می‌تواند به هدف‌هایش برسد و در واقع از این توان برخوردار است.سایكو سایبرنتیك به زمان حال توجه دارد، شمای امروزی شمای دیروزی نیستید.

درسایكو سایبرنتیك بیماری روانی ناشی از یك عادت ناشایست است و فقط خود فرد می‌تواند از عادت بد به عادت مفید تغییر یابد و تمام انسان‌ها برای موفق شدن به دنیا آمده اند.سایكو سایبرنتیك خلاق، ذهن را برای رسیدن به یك هدف،بسیج می‌كند، تصویر ذهنی انسان ازقدرت بی‌نظیری برخوردار است.

 اگر در ذهن تصاویر مصیبت بار را زنده كنیم و انسان‌ها را موجوداتی وحشتناك بپنداریم شانس موفقیت به راستی كاهش می‌یابد.

در رسیدن به اهداف و موفقیت‌ها قدرت تصور بزرگترین نیرویی است كه داریم.یكی از جنبه‌های دستیابی به موفقیت و خوشبختی، خود پذیری است. كسی واقعاً خوشبخت است كه خود را همان‌طور كه هست می‌پذیرد وبه آنچه كه هست راضی است و خود را از دیگران نه برتر می‌داند و نه حقیرتر.

 انسان دارای مكانیسمی هدف جو است. وقتی فاقد هدف مشخصی باشیم زندگی را پوچ و بی‌هدف می‌بینیم، ما برای غلبه بر محیط،  حل مسائل و دستیابی به هدف آفریده شده‌ایم و بدون داشتن هدف،  بدون میل غلبه بر محیط،  هرگز به رضایت و خوشبختی نمی‌رسیم.

افرادی كه زندگی را پوچ و بی‌ارزش می‌دانند در واقع منظورشان این است كه شخصاً هدف با ارزشی ندارند. علم روانشناسی گرچه به تصویر ذهنی و نقش مهم آن در رفتار انسان معترف بود اما برای سؤالاتی از قبیل اینكه چگونه تصویر ذهنی اثر می‌كند و چگونه شخصیت جدید می‌آفریند جواب قانع كننده‌ای  نداشت و اغلب این جواب‌ها را می‌توانیم در علم جدید سایبرنتیك پیدا كنیم.علم نوپای سایبرنتیك حاصل تلاش فیزیكدانان و ریاضی دانان بود نه روانشناسان اما تحولی در روانشناسی ایجاد كرد.

سایكو سایبرنتیك می‌گویدمغزانسان دارای مكانیسمی هدف جو است كه به فرمان ذهن  در جهتی كه خود فرد تعیین می‌كند به كار می‌افتد.این مكانیسم خود كار هدف جو، كارش شباهت زیادی به مكانیسم‌های الكترونیكی ساخته دست انسان دارد اماازهر مغز الكترونیكی ساخته دست انسان عالی‌تر و پیچیده‌تر است.

این مكانیسم در جهت رسیدن به هدف‌هایی كه شما برایش در نظر گرفته‌اید- موفقیت و خوشبختی یا شكست و بدبختی- كار می‌كند. هدف این مكانیسم خلاق دست یابی به تصاویر ذهنی است. تصویر ذهنی ما تعیین‌كننده هدف‌های ماست.

نظیر هر مكانیسم دیگر، مكانیسم خلاق ما از اطلاعات ذخیره شده یا حافظه برای حل مسائل جاری و نشان دادن واكنش نسبت به موقعیت‌های مختلف استفاده می‌كند.

به اعتقاد دانشمندان مشهور سایبرنتیك از جمله دكتر نوربرت وینر تا آینده قابل پیش بینی، دانشمندان موفق به ساختن یك مغز الكترونیكی قابل قیاس با مغز انسان نخواهند بود.اما حتی اگر قرار باشد چنین ماشینی ساخته شود فاقد اپراتور و متصدی خواهد بود.


برچسب‌ها: سایكو سایبرنتیك چیست
نوشته شده توسط مجید  در ساعت 6:24 | لینک  | 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

علوم غریبه ؛متافیزیک؛ خواص ادعیه؛

انسان تنها اندیشه و خرد نیست تا فقط در برابر قدرت استدلال تسلیم گردد

افرادي خيال مي كنند كه رویدادهای عجیب ومافوق تصور عقلا امكان ندارد، چون ناقض قانون عليت است، يعني ما مخير هستيم بين نفي قانون عليت و پذيرفتن معجزه و يا نفي معجزه و پذيرفتن قانون عليت و امر داير بين اين دو کار است. اينها مي گويند اگر ما قانون عليت را بپذيريم معنايش صدور هر معلولي از علت خاص خودش مي باشد. حرارت از آتش صادر مي شود، از اين جهت معني ندارد بگوئيم حرارت از يخ توليد مي گردد. همين طور روئيدن گياه پيدايش حيات، زنده شدن انسان، مردن و مريض شدن و شفا يافتن او همه اينها معلولاتي است كه علل خاصي دارند، اگر چيزي برخلاف اين جريان علّي و معلولي صورت گيرد معنايش نپذيرفتن قانون عليت مي باشد.

در اين جا جوابهاي ساده اي داده شده كه قابل طرح كردن نيست، يكي همان قول به استثنا است

در جواب از سؤال مي گوييم قانون عليت به قوّت خود باقي است و استثنا بردار نيست و معجزه هم واقعيتي است كه هيچ گونه منافاتي با قانون عليت ندارد.

هر معلولي علتي مي خواهد كه قدر متيقن آن علت فاعلي است و اين قانون به هيچ وجه قابل نقض نيست، يك معني بديهي است كه اگر چيزي وجودش از خودش نيست ناچار از غير است. آن غير بايد وجود به اين افاضه نمايد. ولي اين معنايش آن نيست كه معلولها هميشه از عوامل عادي شناخته شده، صادر مي شوند، بلكه اين قانون همين اندازه اقتضا مي كند كه ما براي هر معلولي، عللي قائل شويم و از همين راه است كه ما از وجود كل جهان به وجود خدا پي مي بريم، عليت خدا براي اين است كه جهان معلول است.

 وجودش فقير است و بدون علت نمي شود ـ اگر ما پذيرفتيم كه بهبود يافتن مريض هميشه از راه خوردن دارو حاصل نمي شود. بلكه راه ديگري هم هست، اين نقض قانون عليت نيست و بدل شدن يك جسم بي جان مثل عصاي حضرت موسي به يك جسم جاندار يك راه طبيعي دارد و آن اين است كه بايد حيوان آن را بخورد و در بدن حيوان هضم شود و به صورت نطفه يا تخم در آيد و سپس به موجود جانداري تبديل شود و يا تبديل به خاك شده و بعد از مدتي به صورت علف غذاي حيواني شده به جاندار تبديل شود. حال اگر راه ديگري هم باشد كه با پيمودن آن ممكن است موجود بي جان تبديل به جاندار شود، در اين صورت قانون عليت ما نقض نشده بلكه علت جديدي كشف شده است.

وقتي كه مي گوييم پيامبري مرده اي را زنده كرد. يعني خدا يك قدرتي به او داده بود كه به اذن او اين قدرت را به كار گرفت. اين قدرت علت بود، زيرا در پيدايش يك پديده اي در زنده شدن مرده اي و در شفا يافتن مريضي، مؤثر بود. كار پيامبر به كار گرفتن يك قوة نفساني است كه خداوند متعال به او مرحمت كرده است ولي قابل تعليم و تعليم نيست وديگران نمي توانند به آن دست يابند، ولي به هر حال علت است. پس حاصل جواب اين شد كه پذيرفتن معجزه ناقض بودن قانون عليت نيست، بلكه پذيرفتن علتي است براي پديد آمدن امري، اما، نه از سنخ علل مادي، بلكه علتي است معنوي كه به موهبت پروردگار متعال در نفس پيامبر تحقق پيدا مي كند و قابل تعليم و تعلم هم نيست.[1]

اگر مرده اي به طور اعجاز زنده مي شود، آن هم حساب و قانوني دارد. اگر فرزندي همچون حضرت عيسي بن مريم ـ عليه السلام ـ بدون پدر متولد مي شود، برخلاف سنت الهي و قانون آفرينش نيست، اشكال كار اين است كه بشر تمام سنت ها و قوانين حاكم بر جهان هستي را نمي شناسد. در بسياري از موارد، آن چه را كه به عنوان قانون و سنت الهي مي شناسد قشر قانون است، نه قانون واقعي. مثلاً ما خيال مي كنيم متولد شدن انسان زنده همواره متوقف بر ازدواج دو نفر مي باشد، درحالي كه اين هم قشر سنت است، نه خود سنت.

 آفرينش حضرت عيسي بدون پدر قشر سنت را برهم زده است؛ نه خود آن را. اين كه قانون و مقررات نظام عالم آفرينش تخلف ناپذير است سخني است و اين كه آيا قوانيني كه ما شناخته ايم، قانون هاي واقعي جهان است يا قشري از قانون سخني ديگر است. معناي معجزه بي قانون بودن نيست. وقتي با اراده پيغمبر و يا امامي كار خارق العاده اي صورت مي گيرد، شرايط عوض مي شود يعني يك روح پاك و نيرومند متصل به قدرت لايزال الهي شرايط را تغيير مي دهد و قانون ديگري حكمفرما مي شود، ممكن است از وسائل عادي و راه هاي شناخته شده نباشد كه در معجزه حتما اين گونه است.[2]

استاد علامه طباطبايي مي فرمايند: قرآن قانون عليت عامه را تصديق مي نمايد و بعد از بحث مفصل مي فرمايند: اصل معجزات از اموري است كه حتما جريان عادي طبيعت هم آن را انكار نمي كند، مثلاً زندفرقي كه ميان معجزه و وضع عادي طبيعت وجود دارد، امور عادي معلول اسباب مخصوص و در شرايط خاصي صورت مي گيرد، ولي در معجزه اسباب عادي ديده نمي شود، مثلاً از نظر جريان طبيعي مانعي ندارد كه عصا تبديل به اژدها شود، ولي نياز به سلسله طولاني از علل دارد و به تدريج صورت مي گيرد، ولي در معجزه آني و نوري است و توسط علل غيبي به وجود مي آيد و خواست خداوند تمام آن علتها را را در آن واحد به كار مي اندازد.[3]

از مطالبي كه از أعلام فن و بزرگان نقل شد به اين نتيجه مي رسيم كه معجزه با قانون عليت منافات ندارد، چون ما تمام سنت ها و قوانين حاكم بر جهان هستي را نمي شناسيم و تنها سر و كار ما با قوانين عادي جهان و اموري كه قابل تجربه اند مي باشد، خيال مي كنيم در معجزه قانون عليت نقض شده، در صورتي كه در معجزه شرايط عوض مي شود و قانون ديگري حاكم مي گردد.

وقتي مي خواهد معجزه اي صورت گيرد آن شيء طبيعي كه وسيله معجزه است قيافه ماوراي طبيعي خود را نشان مي دهد، مثال عصاي حضرت موسي كه در اين روي طبيعت همان چوب خشك است ولي در آن رويه ماوراي طبيعي اش اژدها است بيننده صورت ماوراي اين عالم را مشاهده مي نمايد.

نوشته شده توسط مجید  در ساعت 8:2 | لینک  | 

  بسیاری از سخنرانان موفق به خصوص در حوزه قانون جذب نظیر

ایسترهیکس نظریه جالبی دارند. آنها می گویند اگر انسان بتواند

فقط ۱۸ ثانیه روی چیزی که واقعاً می خواهد تمرکز کند یک زنگ

بزرگ در کاینات به صدا در می آید

که توجه کل هستی را به سمت این شخص جلب می کند.

 

اگر این ۱۸ ثانیه بتواند تا ۶۸ ثانیه ادامه یابد دیگر کار تمام است

و کل هستی به تکاپو می افتد تا برای فکر متمرکز شده یک

راه حل پیدا کند.

 

اگر آرزوست برآورده اش کند و اگر سوال است برایش جوابی بیابد.

 

در نگاه اول شاید این عدد ۶۸ ثانیه خیلی کم و ناچیز به نظر برسد.

 

۶۸ ثانیه یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و بسیاری از افراد

می گویند که تمرکز به مدت ۶۸ ثانیه هیچ کاری ندارد!؟

 

خب آیا شما هم همین طور فکر می کنید؟

 

بسیار عالی است! امتحان کنید.

 

خواهید دید که هنوز ۱۸ ثانیه اول رد نشده فکرتان منحرف

می شود.

 

ایده‌ای جدید بلافاصله از اعماق افکارتان ظاهر می شود و نجواگر

درونی تان به سخن در می آْید که جدی نگیر و دست از این بازی ها

بردار و به مسایل مهم تر زندگی بپرداز و …

 

ما عادت کرده ایم و در حقیقت عادت داده شده ایم که بدون فکر و

بر اساس عادت زندگی کنیم.

 

ما صبح از خواب بر می خیزیم بدون این که فقط ۶۸ ثانیه برای

کارهای روزانه وقت بگذاریم شروع می کنیم به خوردن صبحانه

و سر کار رفتن.

 

 

بدون اینکه ۶۸ ثانیه مستمر ناقابل برای ارزیابی کارهایمان وقت

بگذاریم اسب سرکش ذهن را به این سو و آن سو می تازانیم

تا ظهر شود و ناهاری بخوریم و استراحتی و بعد دوباره کار و

سپس شب و دور هم جمع شدن و تلویزیون دیدن و بعد خوابیدن.

 

هر ساعت ۶۰ دقیقه است و شبانه روز شامل هزار و چهارصد

و چهل دقیقه است اما ما خیلی مواقع در این ۱۴۴۰ دقیقه

شبانه روزمان نمی توانیم ۶۸ ثانیه روی یک موضوع خاص

فکرمان را متمرکز کنیم!!

 

به راستی این فکر پر جست و خیز که نمی تواند ۶۸ ثانیه

آرام بگیرد به چه دردی می خورد؟!

 

فکر پریشان و ناآرام چیزی جز بی قراری و آشفتگی به همراه ندارد.

 

پیر و جوان و زن و مرد هم نمی شناسد.

 

فکری که نتواند آرام گیرد و چند لحظه ای روی موضوعی که

صاحب فکر صلاح می داند متمرکز شود، مطمئناً به هنگام نیاز

و بحران که تمرکز بیشتر لازم است، کارآیی ندارد و فلج می شود.

 

باید همین الان هر کاری که داریم زمین بگذاریم و به سراغ

ذهن ناآرام خود برویم و ۶۸ ثانیه آن را مهار کنیم.

 

۶۸ ثانیه به شرایطی که الان در آن قرار داریم بیندیشیم.

 

۶۸ ثانیه بعد به این که واقعا در زندگی چه می خواهیم فکر کنیم.

 

۶۸ ثانیه بعد به خوشبختی های خودمان بیندیشیم و ۶۸ ثانیه

دیگر به این فکر کنیم که چقدر آرام می شویم وقتی روی

مسائل زندگی خودمان با آرامش فکر می کنیم.

 

کاینات بیرون از بدن ما گوش به فرمان ماست تا هر چه را می خواهیم

به او ابلاغ کنیم.

 

اما به یک شرط و آن این است که موقع دستور دادن این طرف

و آن طرف نپریم.

 

۶۸ ثانیه یک جا بایستیم و صریح و شفاف بگوییم چه می خواهیم.

 

آن وقت می بینی که می توانی


نوشته شده توسط مجید  در ساعت 7:52 | لینک  | 

او جد پدر نوح بود و اسمش در تورات اخنوخ است او را در اساطیر یونان باستان هرمس حکیم نیز گفته اند .به خاطر درس کتاب های آسمانی ادریس نامیده شد . اولین کسی بود که با قلم نوشت و خیاط بوده و نخستین کسی بود که لباس دوخت او آنچه را که به حضرت آدم از اسما آموخته شد به فرزندان آدم آموزش داده ، علوم نجوم و هندسه ، فلسفه و حساب و منطق و حکمت و رشد ملی و رقا عقلی همه چیز را به مردم یاد داد حتی بعضی به او علم کیمیاگری را نسبت می دهند که بعدها به دست فراموشی سپرده می شود .به پاس خدمات و تلاش ، او را به آسمان بردند .( نام او عربی نیست و با ازیریس پیوند دارد ) او یکتاپرستی را رشد داد و می گویند مدت چهارده قرن تا زمان نوح مردم خدای یکتا را می پرستیدند . درمتون عرفانی کلمات حکیمانه را به او نسبت داده اند .

او علوم سری را بنیان نهاد اصول او هم در کتیبه های مصری یافت شده هم هندی . اصول او را « هرمتیک » نامیده اند . افراد انگشت شماری در دنیا از این اصل ها آگاهی دارند امروزه نوشته های زیادی در رابطه با دانش هرمتیک وجود دارد مخصوصا هفت اصلی که ادعا می شود پایه تمام دانش های بشری است تنها اصولی که از هاله رمز و راز بیرون آمده هفت اصل قدرت اوست که عبارتند از :

این اصول غیر قابل تغییر  هستند و قوانینی جهانی می باشند از کوچکترین ذرات جهان تا خود جهان بر این پایه است .

اصل ذهن گرایی : ( mentalism) بر این اساس جهان جلوه ای از وجود ذهنی خداوند است همان طور که شخصیت داستانی یک داستان نویس جلوه ای از شخصیت خود اوست ما و هر آنچه در جهان وجود دارد جلوه ای از خالقمان هستیم در واقع هرچه که ما می بینیم از جایگاه ذهنمان نشئت گرفته .

اصل تطابق : (correspondence) بیانگر اینکه « هرچه در بالاست پس در پایین هم هست ، و آنچه در پایین است در بالا نیز وجود دارد » .هرچه در عالم مادی هست در عالم ذهنی هم هست پس در عالم روحانی نیز هست .

اصل ارتعاش : (vibration) براساس این قانون همه چیز در حال یک حرکت دائمی و بی پایان است و هرتغییری در ارتعاش عناصر باعث ایجاد تغییراتی در شکل بروز آن می گردد .مثلا سلامتی دارای ارتعاش خود است موفقیت اعتماد به نفس و هر چیز دیگری .

اصل تضاد (polarity) در این رابطه همه چیز دوگانه است یعنی هر چیزی در جهان دارای ضد خودش می باشد و این دو چیز از نظر درجه و کمیت متفاوتند اما تفاوت ماهوی ندارند مثلا ترس و شجاعت ماهیت یکسان اما با درجه متفاوت می باشند .

اصل ریتم (rhythm) یعنی هر چیزی دارای جریان و دوری است دوری صعودی و دوری نزولی .مثلا دور تولد ، رشد ، پیری و مرگ .

اصل علت و معلول ( cause and effect) بر اساس این اصل تمام رویدادهای زندگی بر اساس قوانینی شکل می گیرند و حتی حوادث و تصادفات دارای قوانینی هستند که از نظر ما ناشناخته اند .

اصل جنس ( gender)  هر چیزی دارای نیروهای مذکر و مونث است نیروی مذکر برون گرا مثبت وفعال و نیروی مونث درون گرا منفی و منفعل است و این نیروها در هر دو جنس زن و مرد وجود دارد مثلا من درحال نوشتن این متن در حالت مذکر وشما در حال خواندن این متن در حالت مونث قرار دارید یا یک سخنران در زمان سخنرانی در حالت مذکر و حضار در حالت مونث قرار دارند .
نوشته شده توسط مجید  در ساعت 7:11 | لینک  | 

 

 

دانشمندان معتقدند که چشم سوم مانند يک لوبيا است که در بين دو ابرو قرار گرفته و کار آن دريافت سيگنالهای انرژيکی است.

حالا من اين غدده را از نزديک نديده ام ولی هر شکلی که باشد کارش تقريبا درست است.

چشم سوم در بين ۲ ابرو قرار گرفته و کار آن دريافت سيگنالهای انرژی و حتی ارسال آنها نيز هست. شما با استفاده از اين چشم ميتوانيد امواج انرژی که در محيط هست را احساس کنيد اين امواج را از طريق مغز يا روح تجزيه و تحليل کنيد و در نهايت پيام مربوطه را به تصوير بکشيد اين پيام ميتواند يک تصوير، يک حس و يا هر چيز ماورايی باشد. معمول استفاده من از اين چشم ارسال حس آرامش به افراد و دريافت تصاوير انرژيکی اجسام و اشخاص است. يعنی با استفاده از اين چشم من ميتوانم هاله افراد موجودات فرا مادی و يا دردها و هر چيز غير مادی و انرژيکی را با استفاده از اين چشم مشاهده کنم.

تست تعيين ميزان فعاليت چشم سوم

ابتدا شما بزرگترين انگشت خود را که همان انگشت وسط است را از فاصله ای حدود ۲۰ سانتيمتر به بين ۲ ابرو نزديک کنيد. شما بايد احساسی خاص مانند غلغلک يا حتی درد در آن ناحيه احساس کنيد. اگر هيچ احساسی نداشتيد با انگشت سبابه اين عمل را انجام دهيد و اگر هم باز هيچ احساسی نداشتيد با انگشت کوچک عمل را تکرار کنيد و اگر باز هم احساس نداشتيد با وسيله نوک تيز مثل نوک خودکار اين عمل را انجام دهيد.
هر چقدر که جسمی که به اين چشم نزديکتر شود نوک پهنتر داشته باشد و هر چه فاصله آن از پيشانی بيشتر باشد نشان دهنده باز بودن اين چشم دارد برای مثال اگر شما نوک خودکار را از فاصله ۱ سانتيمتری احساس ميکنيد چشم شما بسيار ضعيف است و اگر انگشت وسط خود را از فاصله ۱۰ سانتيمتری احساس کنيد وضعيت چشم سوم شما مناسب است.
توصيعه ميشود اين عمل را به مدت زياد تکرار نکنيد. چون ممکن است دچار سر درد شويد.

راههای فعال کردن چشم سوم

 شما هر شب يا هر وقتی که بيکار بوديد ميتوانيد اين ناحيه را ماساژ دهيد و يا حتی آنرا به آرامی بخارانيد. شما ميتوانيد از اجسام بهم ريخته که شکل خاصی روی آنها نقش نبسته است بدنبال تصوير خاصی بگرديد مانند اشکالی که روی سنگهای مرمر تشکيل ميشوند من سعی ميکنم چند تصوير برای مثال روی سايت قرار دهم. و شما اشکال مورد نظر را جستجو کنيد. اگر بعد از مدتی توانستيد اين تصاوير را حرکت دهيد که بسيار عاليست برای مثال شما فردی را در تصوير پيدا مينکيد حالا خوب دقت کنيد ممکن است اين فرد به شما بخندد و يا اخم کند يا به سمت شما برگردد و شما را نگاه کند و رويش را از شما برگرداند.

 فعال كردن چشم سوم

یک قطعه فیروزه را به مدت ده دقیقه بر روی خاک باغچه در آفتاب گذاشته و سپس بمدت بیست دقیقه آن را بر روی چشم سوم خویش قرار دهید. این روش می بایستی هر روز به طور متوالی تکرار گردد. چنانچه حتی یک روز فاصله بیفتد، اثر پنج روز از بین می رود.

انجام طولانی مدت روش فوق باعث باز شدن نیروی چشم سوم و رویت موجودات ابعاد دیگر و وقایع جهان های مختلف مادی و معنوی خواهد شد. البته انتظار می رود که افراد کمی از این روش طولانی مدت استفاده نمایند.

هاله انرژی


 هاله شامل تمام تجربيات زندگي ما از لحظه تولد تا لحظه مرگ است و همچنين شامل همه خاطرات گذشته زندگي ما است كه از طريق  كارما معين شده است.

هاله كالبد زنده وچند بعدي آگاهي ما است كه افكار واحساسات واقعي را نشان ميدهدزيرا همواره به واقعيت درون ما پاسخ ميدهد.در واقع وضعيت كالبد هاي نامرئي-لايه هاي هاله اي وچاكراها ميتواند به واسطه تجربيات ما ونحوه پاسخ ما به آنها هر روز با روز پيش متفاوت باشد.
با مشاهده رنگهاي هاله ميتوانيم اطلاعات مهمي در باره سلامت جسمي و عاطفي وروحي فرد كسب كنيم . رنگها باز تاب سلامت كلي هاله هستند. يك هاله سالم داراي رنگهاي شفاف ودرخشان است.رنگهاي كدر در هاله نشانه مشكل يا بيماري هستند محل وشدت گرفتگي و عدم كارايي انرژي ميتواند شدت ومرحله بيماري را نشان دهد.

رنگها همچنان بازتاب وضعيت ذهني وعاطفي ما هستند.مثلا رنگ غالب زرد در هاله نشان دهنده تمايل به زندگي –تجربه-وتفكر است.همچنين هاله داراي هفت لايه مجزاي انرژي است كه به نحو بنيادي با آنچه سيستم چاكرا ميناميم ودر طول نخاع قرار گرفته است در ارتباط است.

نقل از كتاب دانشكده متافيزيك كي آرا


هفت سطح هاله


لايه اتري: (لايه اول)
كالبد اتري حالتي بين ماده وانرژي است. از خطوط ظريف انرژي تشكيل شده است .كه مانند يك شبكه درخشان از پرتوهاي سفيد و آبي است. ساختار شبكه مانند آن در حركت مداوم است. اين لايه حدود 5- 6 سانتيمتر از بدن وسعت دارد . رنگ لايه اول از آبي روشن تا آبي تيره متغير است. ساختار اين لايه با كالبد فيزيكي يكسان بوده وتمام جزييات وآناتومي بدن را در بر ميگيرد.

لايه عاطفي(لايه دوم)
لايه احساسات ساختار آن سيال تر از لايه اتري است وبا كالبد فيزيكي يكسان نيست. اين لايه بصورت ابرهاي رنگين از جنسي ظريف با حركت سيال ومداوم ديده ميشودكه نشان دهنده طيف كامل عواطف ماست.فاصله اين لايه از كالبد فيزيكي 5/2الي 5/7سانتيمتر است.

لايه ذهني (لايه سوم)
جنسي ظريفتر از كالبد عاطفي دارد. اين لايه به صورت نوري به رنگ زرد روشن كه اطراف سر و شانه ميتابد واطراف كل بدن وسعت پيدا ميكند,ديده ميشود. حاشيه اين لايه 5/7تا 20سانتيمتر از كالبد فيزيكي فاصله دارد…..شكلهاي افكار در اين لايه قابل مشاهده اند.

لايه اثيري(لايه چهارم)
كالبد اثيري فاقد شكل ثابت است.واز ابرهايي از رنگ تشكيل شده است. وسعت آن تا فاصله اي حدود 15الي 30سانتي متر از كالبد فيزيكي است.اين كالبد ما را با بعدهاي بالاتري از واقعيت ارتباط ميدهند.

لايه كليشه اي اتري (لايه پنجم)
اين لايه حاوي طرح كليشه اي تمام اشكال موجود در سطح فيزيكي است . اين لايه الگوي كاملي براي لايه اتري است. وسعت آن تا فاصله 45الي 60 ساتيمتر از كالبد فيزيكي است.

لايه آسماني(لايه ششم)
سطح ششم كالبد آسماني نام دارد. وسعت آن حدود 60الي 105 ساتيمتر از كالبد فيزيكي است.در اين سطح است كه ما وجد و شعف معنوي را تجربه ميكنيم. از طريق كالبد آسماني است كه ما عشق بدون قيد و شرط را مياموزيم. كالبد آسماني بصورت نوري ديده ميشود كه از رنگهاي روشن وملايم تشكيل شده است و درخشش و زيبايي دارد. اين نور درخشش طلايي- نقره اي وكيفيت رنگ به رنگ شونده دارد.

لايه كليشه اي كتري كالبد علي(لايه هفتم)
وسعت آن حدود 75الي 105 ساتيمتر از كالبد فيزيكي است. در بر گيرنده تمام كالبدهاي هاله همراه با كالبد فيزيكي است. كالبد كتري از رشته هاي ظريف نور طلايي ونقره اي تشكيل شده كه فرم كلي هاله را حفظ ميكند. كالبد كتري حاوي يك ساختار شبكه اي طلايي از كالبد فيزيكي وتمام چاكراهاست.

لمس هاله


کسانی که میخواهند با روش زیر هاله را لمس نمایند.باید به تعداد دفعات زیاد تمرین نمایند.وبیاد داشته باشند که همه چیز آسان بدست نمیآید وباید برای آن زحمت کشید.
برای بدست آوردن معنویت بایست تلاش زیادی بخرج داد.وذره ذره آنرا جمع آوری نمود ولی بیاد داشته باشید.که چیزی را که با زحمت بدست آوردید.بر اثر ندانم کاری به یکباره از دست ندهید.
کسانی که مایلند این کار را شروع کنند بخاطر داشته باشند.که از کنجکاوی ودخالت در زندگی شخصی دیگران بشدت دوری نمایند.وفقط در صورت اجازه دیگران به لمس ودیدن هاله آنها بپردازند.
 

برای شروع
محیط آرامی را انتخاب کنید.سعی کنید محیط را نیمه تاریک کرده و بر روی صندلی راحتی بنشینید.بطوری که بدن و سر و گردن را رها کنید.
چشمان خود را ببندید. و با تنفس عمیق چهار مرحله ای کار خود را شروع کنید.


1) تنفس عمیق شکمی دم از بینی(منظور این است هنگام تنفس هوا را به شکم خود سرازیر کنید.بدون اینکه قفسه سینه شما رفلکس داشته باشد)
2) ایست دم به مدت دوثانیه
3) باز دم عمیق از بینی
4) ایست تنفس به مدت دو ثانیه


14الی 20تنفس

به این صورت شما را آرام خواهد نمود.سعی کنید بعد از این حالت بدن خود را ریلکس و وانهاده نمایید.برای این کار شما میتوانید با اعضای بدن خود به ترتیب صحبت کرده وبا انتقال فکر عضوهای بدن خود را ستوده و از آنها بخواهید که ریلکس و وانهاده  شوند.
بعد از این کار با همه وجود به فرق سر خود تمرکز کنید.در هنگام توجه به چاکرای هفت.40مرتبه ذکر خدا را تکرار کنید.این ذکر در هنگام تمرکزسبب باز شدن تدریجی چاکرای هفتم شما خواهد شد.از نشانه های باز شدن چاکرای هفت احساس سنگینی و فشار بر روی فرق سر شما است.
برای بهتر باز شدن چاکرای هفت خود میتوانید از نگین عقیق که بروی فرق سر خود بگذارید نیز استفاده نمایید.
حالاکف دستان خود را با تمرکز بروی هم بگذارید. وبه کف دستان خود فکر کنید.به آرامی 20ساتیمتر هر دو کف دستان را از هم دور کنید.وبعد به آهستگی هر چه تمامتر آنها را به هم نزدیک کنید.به اولین مانعی که برخورد کردید دستان خود را نگه دارید وبه آرامی با جلو عقب کردن دستان آن مانع را لمس نمایید.شما احساس خواهید کرد که انگار بادکنک نرمی را در میان دستان داریدوبه آرامی آنرا لمس میکنید.میتوانید این هاله را با حرکتهای چرخشی آرامی که به دستان میدهید بهتر احساس کنید.
کل تمرین را بمدت حداکثر نیم ساعت ادامه دهید.بعد از تمرین چشمان خود را بلافاصله باز نکنید.وبا شمارش تا 5 شماره وسه تنفس عمیق چشمان خود را باز کرده وازخدای خود تشکر کنید.این تمرین را تا ده روز انجام دهید تا دستان شما به لمس کردن هاله عادت کند. تا بتوانیم تمرینهای دیگری در این زمینه را انجام دهیم


لمس هاله


 تمرین بالا بنای تمام تمرینهای دیگر میباشد. و اما تمرین دیگری در باب لمس هاله.


باز هم به ترتیبی که گفته شد در حالت آرامش قرار گیرید. بر روی چاکرای 7 خود تمرکز کنید.این بار به لمس چاکراهای خود اقدام نمایید.
محل چاکراها را در نظر بگیرید.دستان خود رابه ترتیب از چاکرای دوم تا چاکرای هفتم بروی آنها قرار دهید.به آرامی دستان خود را حدود 20ساتیمتر از چاکراها دور کنید. بعد از آن به آرامی دستان خود را به طرف چاکراها ببرید.هر جا دستانتان به مانعی برخورد کرد.آنها را نگه دارید.وبه آرامی به لمس آنها اقدام کنید.برخی انرژی زیادی را زیر دستان خود حس خواهید نمود.بعضی دیگر که حس لامسه حساستری دارند.چاکرا را بصورت جامد مثلا یک تکه چوب حس خواهند کرد.این دسته از افراد چاکراها را بطور کامل حس کرده اند . هر چاکرا را بمدت 3 دقیقه لمس نمایید. این کار سبب تحریک چاکراها واحیانا دردناک شدن آنها میگردد. واین نشانه باز شدن تدریجی آنها خواهد بود. لازم به ذکر است که این تمرینها را با چشم بسته انجام دهید.



تمرینی دیگر :


چند میوه را به دلخواه انتخاب کنید.مثلا سیب...موز....پرتقال...
آنان را بترتیب بروی میز بگذارید. در حالت آرامش قرار گرفته وبا ترتیبی که گفته شد شروع به لمس هاله آنان نمایید.
هاله آنها چه تفاوتی با هم دارد.

شما میتوانید به همین صورت وبا چشمان باز بعد از مدتی تمرین به لمس هاله دیگران بپردازید.وبا تجربه ای که به دست میآورید فرق بین یک هاله سالم و مریض را در یابید. نکته قابل توجه این است که بعد از لمس هاله دیگران(با اجازه خودشان)باید دستان خود را با آب بمدت 1 دقیقه بشویید.



ديدن هاله:

اصولا ديدن هاله به دو صورت ممكن است .
الف) ديدن هاله با چشم سوم (مربوط به چاكراي ششم)
ب)ديدن هاله با چشم كه اين مقوله نيز به دو صورت ممكن ميباشد.

1)با چشم مسلح
2)با چشم غير مسلح كه به تفصيل در مورد آنها صحبت خواهم كرد.

اصولا ديدن هاله با چشم سوم اصولي ترين روش براي ديدن هاله خود و ديگران است . شخص در اين حالت ميتواند كليه لايه های هاله را ديده وبا دانشي كه معمولا از طريق چشم سوم به آنها منتقل ميشود آنرا تجزيه وتحليل نمايد.
باز شدن چشم سوم يكي از مقوله هاي معرفتي است كه احتياج به خود سازي وخودشناسي ويژه اي دارد.  ( در این مورد در پست های بعد به تفصیل توضیح خواهم داد . )

ديدن هاله با چشم مسلح: كليه علاقمندان به ديدن هاله ميتوانند از عينكي به نام كرليان استفاده كرده وموفق به ديدن هاله گردند . البته اين را در نظر داشته باشيد كه استفاده زياد از اين عينك باعث آسيب به چشم خواهد شد. راه ديگري نيز براي ديدن هاله خودتان به شما پيشنهاد ميدهم وآن اينكه به وسيله
دوربين عكاسي به همين نام(كرليان)شما ميتوانيد از هاله خود عكسبرداري كرده ونتيجه را مشاهده نماييد. اين دوربين در تهران موجود است وقيمت عكسبرداري آن 15000 تومان است.

ديدن هاله با چشم غير مسلح:
در نظر داشته باشيد كه در اين روش فقط به ديدن هاله اكتفا نكنيد با روشی كه شرح آنرا بطور كامل براي شما خواهم داد علاوه بر ديدن هاله شما قادر خواهيد بود انرژيهاي اطرافتان را بخوبي مشاهده نماييد.
واگر كمي بيشتر تمرين نماييد قادر خواهيد بود كليه رنگهاي اصلي را در اسمان وزمين مشاهده كنيد.
انسان ميتواند با تعقل به موجودات مادي وطبعيی بنگرد وخدا را در آن مشاهده كند و قدرت خالق را در يابد . ولي متاسفانه انسان بقدري شكاك شده كه بديهيات را درك نكرده ودنبال نشانه اي
غير مادي است تا عظمت خالق رادريابد.
اميدوارم كه تمرين وانهادگي ورفتن در سطح آلفا را انجام داده باشيد . با تمرين در سطح آلفا به تدريج سمت راست مغز شما فعال خواهد شد .واين فعاليت به شما اجازه خواهد داد كه حتي بعضي از پيامهاي معنوي را در اين حالت دريافت نماييد. اين تذكر را به شما عزيزان بدهم كليه كسانی كه به نوعي ارتباط با ارواح يا اجنه دارند از اين روش استفاده ننمايند.واين را ذكر نمايم كه اين ارتباطات به ضرر اين عزيزان خواهد بود ارواح سرگردان انرژي سنگين زيادي به شما منتقل خواهند نمود . وباعث مشكل در سيستم وبدن پرانيك وانرژيك شخص خواهد شد. اجنه نيز با قرار گرفتن در چاكراهاي مختلف  ، از انرژيهاي شخص استفاده خواهند كر د و ايندو باعث بيماري ومشكل جهت شخص خواهد شد.

 

تمرين ديدن هاله تك رنگها:
 

جاي مناسب وراحتي را انتخاب نماييد.
چند كاغذ رنگي انتخاب نماييد. (اگر براق باشد بهتر است) براي شروع از رنگ قرمز استفاده نماييد. ديدن هاله رنگ قرمز ساده تراز بقيه رنگها ميباشد.
جهت راحتي كار كتاب قطوري را انتخاب كنيدوكاغذ را دور آن بپيچيد.
آنرا به فاصله 5/1متري خود بروي ميز قرار دهيد. سعي كنيد كه از نور يك لامپ 100وات معمولی در اين تمرين استفاده كنيد بطوري كه نور از پشت سر شما بروي سوژه بتابد. زمينه پشت سوژه را به رنگ سفيد انتخاب كنيد. اكنون به حالت وانهادگي به شرحي كه گفته شد برويد. بعداز رفتن به حالت آلفا به آهستگي چشمان خود را باز كنيد و با ديد محيطي به سوژه نگاه كنيد يعني به 2ساتيمتري اطراف ومحيط پشت سوژه نظر كنيد. واز خيره شدن مستقيم به آن خوداري نماييد. هاله تك رنگ بعد از مدتي ظاهر خواهد شد. توجه داشته باشيد اگر موفق نشديد باز هم تمرين كنيد واز تلاش خسته نشويد. روئيت هاله در افراد مختلف يكسان نيست . امكان دارد افرادي زودتر موفق به ديدن آن گردند.
كساني كه عينكي هستند به نسبت سريعتر از افراد ديگر انرژيها را روئيت خواهند نمود واين به دليل استفاده از سلولهاي كناری چشم هنگام ديد توسط آنان است.
توجه داشته باشيد براي ديدن هاله موجودات زنده كه بسيار ظريفتر وسيالتر از ماده هستند حتما بايد تمرين فوق را انجام داده باشيد.


روش دیدن هاله گیاهان ودیدن انرژی در فضا:

دیدن هاله موجودات زنده به سبب ظریف بودن میدان انرژی اطراف آنها مقداری مشکلتر است. قبل از هر کار از خداوند بزرگ درخواست کمک وموفقیت روز افزون در امور معنوی ومادی در زندگی خودو دیگران نمایید.
جایگاه ساکت وخلوتی را انتخاب کنید. همیشه از رنگ قرمز به سبب سادگی دیدن هاله آن استفاده نمایید. یک یا دو شاخه گل سرخ انتخاب کنید. آنرا در فاصله 5/1 متری خود قرار دهید. سعی کنید پشت زمینه سوژه برنگ سفید باشد. اکنون بروی صندلی راحتی قرار بگیرید و بشرحی که قبلا داده شدبه حالت وانهادگی بروید.بعد از قرار گرفتن در سطح آلفا به آهستگی چشمان خود را باز کنیدوباز هم بادید محیطی سوژه را بنگرید. اگر تمرینهای قبل را بخوبی انجام داده باشید بسادگی چتر هاله گل را تشخیص خواهید داد. حال میتوانید از انواع واقسام گیاهان با رنگهای مختلف استفاده نمایید.                                                                                                                             برای دیدن انرژی در فضا محیط ساکتی را در طبیعت انتخاب کنید.طاق باز دراز بکشید.بطوریکه سر شما در سایه قرار بگیرد.
اکنون به حالت آلفا برویدوبه آهستگی چشمان خود را باز کنیدوبه آسمان بنگرید.انرژیها را بعد از کمی دقت رویت خواهید کرد.

 

نوشته شده توسط مجید  در ساعت 11:37 | لینک  | 

 راز بیوریتم: 
راز بیوریتم رازی است که از تغییرات حالات درونی ما سخن می گوید، راز اینکه چرا گاهی اوقات پر انرژی هستیم و بر عکس گاهی بی انرژی، راز اینکه چرا گاهی سرحال و شادیم و چرا گاهی کسل و بی حوصله هستیم، و راز اینکه چرا گاهی از اندیشه قوی برخورداریم و گاهی کند ذهن و تنبل می شویم، راز بیوریتم حکایت از وجود فصلهایی در وجود انسان می کند، مانند بهار و تابستان و پاییز و زمستان که طبیعت را دستخوش تغییرات اساسی می کند، در بدن انسان نیز فصلهایی وجود دارد که میزان انرژی فیزیکی، احساسات، عواطف و قوۀ تفکر و ادراک ما را دستخوش تغییرات عمده ای می کنند و از بدو تولد، حول محور زمان به صورت منحنی سینوسی، سطح انرژیها افزایش و کاهش پیدا می کنند.
تغییرات دوره ای این فصل ها در وجود انسان از روز تولد وی آغاز شده و با سیکل های متفاوت تا امروز انسان را دستخوش حالات مختلف کرده است، قدرت فیزیکی دوره 23 روزه، احساسات و عواطف دوره 28 روزه، نیروی تفکر دوره 33 روزه و الهامات درونی دوره 38 روزه را از بدو تولد تا به کنون طی می کنند. فصل اول این نرم افزار، سطوح انرژی های مختلف شما را با توجه به تاريخ تولد شما محاسبه کرده و شما می توانید گزارش سطوح انرژی های مختلف فیزیکی، احساسی، ادراکی، و حس ششم خود را از بدو تولد تا امروز و هر روز دیگری مشاهده کنید و با آگاهی از وضعیت دورنی خود و آگاهی از سطوح انرژی های مختلف خود می توانید برای خود بهترین برنامه ریزی را برای افزایش بهره وری تان انجام دهید و در این راستا گزارشات و توصیه های روزانه این فصل نرم افزار برایتان بسیار عالی خواهد بود و باعث افزایش سطوح انرژی شما در روزهای کم انرژی و بحرانی است.
نوشته شده توسط مجید  در ساعت 9:19 | لینک  | 

من  از کودکی ام هر چه می خواستم دیر یا زود برایم مهیا می شد. مثلا آرزو می کردم یک دوچرخه داشته باشم، یک ماشین کنترل سیمی داشته باشم و حداکثر پس از ۲ تا ۳ ماه برایم خریداری شده و یا به من هدیه داده می شد. بزرگتر که شدم (تین ایجر) با خودم تصور میکردم که شاید من خیلی خوبم و یا اینکه پدر و مادرم با توجه به اینکه نزدیکترین افراد به من هستند، هر چه بخواهم می دانند! و برای من خریداری کرده و یا اینکه به دیگران می گویند برایم بیاورند (این تفکر خیلی جالب بود که انها به دیگران پول داده و دیگران برای من، آنچه را که می خواهم می خرند!) کمی بزرگتر که شده و به سنین جوانی پا گذاردم، دیدم تبدیل به یک انسان مستجاب الدعوه شده ام. هر چه از خدا و از دنیا می خواهم برایم فراهم می شود. چه فراهم شدنی، با اطمینان خاطر آرزو می کردم (هدف بر می گزیدم) و مطمئن بودم که آن آرزو برآورده می شود. راستش به خودم می بالیدم و در عین حال می ترسیدم نکنه من خیلی خوبم یا اینکه نه… خیلی بدم! که خدا هر چه می خواهم به من می دهد. گذشت و گذشت تا اینکه ۴ سال پیش در یکی از سمینارهای — مطلبی در موردقانون جذب شنیدم و خیلی علاقمند شدم. نگو که من در این سالهای عمرم، قانون جذب را ندانسته رعایت می کرده ام. قبل از اینکه هر چیزی را داشته باشم، آنرا در ذهن خود تجسم می کردم. از آن پس خیلی در مورد این قانون و بازتاب آن در رندگی انسان تحقیق کردم. سمینارهای مختلف شرکت کردم، مطالب مختلف خواندم و با افراد مختلف در این مورد به بحث وتبادل نظر نشستم فیلم راز هم که تحقیقات مرا کامل کرد.

در آخر به این نتیجه رسیدم که :[important]قانون جذب در زندگی با قوت تمام جریان دارد. چه بدانیم و رعایت کنیم و چه ندانیم و باز هم رعایت کنیم[/important]

چطور ما نیروی جاذبۀ زمین را که نمی بینیم باور داریم ؟ چطور قانون عمل و عکس العمل نیوتون را قبول داریم ؟ چطور است که در مورد قانون سرعت و رابطۀ آن با شتاب شکی نداریم ولی بعضی اوقات، قانون جذب را نادیده می گیریم ؟

من وقتی چیزی از این دنیا می خواهم، با انرژی سرشار و یقین به عملی شدن آن نیت کرده و هدف خود را در مغز خود و سپس بر روی کاغذ پیاده می کنم. هر روز آنرا تصور کرده و به عنوان دوستم در کنار خود احساس می کنم. اینگونه است که گویی من به هدفم دست یافته ام منتها نه الآن چند صباحی دیگر. کمی بعدتر، در آینده ای بسیار نزدیک. و خیلی جالب است که بی برو برگرد پس از اندی خود را به هدف دست یافته می بینم. چطور است که اینگونه می شود ؟ زیرا قانون جذب وجود دارد.

نوشته شده توسط مجید  در ساعت 15:46 | لینک  | 

بر اساس قانون جذب ما چه کسانی را جذب می‏کنیم و یا چه کسانی جذب ما می‏شوند؟

هر فردی در زندگی یک سری دوستان خاصی دارد که تقریبا همه آن دوستان، از خصوصیاتی نسبتا شبیه به هم برخوردارند و با به عبارتی دیگرمعمولا طیف دوستان و همنشینان هر شخص، افراد خاصی هستند که خصوصیات اخلاقی نسبتا شبیه هم دارند.

قانون جذب فقط منحصر به اشیا و خواسته‏های مادی و معنوی نیست بلکه در مورد افراد نیز صادق است. یعنی ما تا اندازه‏ای می‏توانیم تعیین کنیم که چه کسی را جذب خواهیم نمود.

طبق یافته‏های دانشمندان، هر کسی دربردارندۀ هاله‏ای از انرژی در اطراف خود است که این هالۀ انرژی به تفکرات فرد بستگی دارد؛  تفکرات مثبت هاله‏های انرژی مثبت و تفکرات منفی هاله‏های انرژی منفی را تولید می‏کنند. پس با توجه به اینکه هاله‏های انرژی در اطراف هر شخصی وجود دارد، مجاورت با افراد مثبت‏اندیش یا منفی‏نگر باعث تاثیر در رفتار ما می‏شود. برای مثال با خود تصور کنید که چرا یک کودک در بغل مادر خود احساسی بسیار خوب دارد؟ یقینا به این دلیل است که مادر با عشق خالص و ناب خود به کودک، انرژی خود را به او منتقل نموده و با بغل کردن کودک، وی را در فضای انرژی مثبت خود قرار می‏دهد. همینطور در مورد هاله‏های انرژی افراد خوب، مثبت نگر و … . و نیز هاله‏های انرژی افراد منفی نیز همینطور است. حتما تابحال همنشینی با افرادی که تفکرات منفی دارند همنشین شده‏اید. قطعا تا چند دقیقه یا ساعت دچار نوعی کاهش انرژی شده و حالت شادابی خود را از دست داده‏اید.

قانون جذب می‏گوید :
هر انرژی تمایل به جذب انرژی همانند خود را (در شکل کاملتر) دارد.

به همین دلیل است که قانون جذب به ما می‏گوید شما بخواهید (به خواستۀ خود فکر کنید) سپس ما با تصور کردن و تلقین به نفس و در واقع با تابش انرژی به هستی، آن چیزی که به آن فکر می‏کرده‏ایم را به شکل پرتراکم خود (یعنی جسم و تجسم یافته) به دست می‏آوریم. این اساس قانون جذب است. همچنین یک قانون در علوم پایه وجود دارد که می‏گوید :

همیشه شکل کم تراکم هر انرژی تمایل به جذب شکل پرتراکم و انبوه خود دارد.

در مورد جذب انسانها و اینکه ما چه کسانی را جذب می‏کنیم، نمی‏توان افرادی را که حضورشان در زندگی ما به دست خودمان نبوده و ناچارا در زندگی ما وارد شده‏اند را به حساب آورد، مانند پدر، مادر، برادر، معلم، همسایه و … . اما جذب دوستان و همسر مسئله‏ای است که تا اندازه‏ای می‏توان در آن به صورت اختیاری عمل نمود.

ما همیشه افرادی را جذب می‏کنیم که مانند ما اندیشیده و نیز رفتاری مانند خودمان دارند اما نه تنها دقیقا شبیه خودمان، بلکه بسیار بیشتر و شدیدتر از خودمان در آن رفتار و تفکرات زندگی خود را سپری می‏کنند. برای مثال اگر ما روزی ۵ بار غیبت کرده و دروغ می‏گوییم، فردی را جذب خواهیم کرد که روزی ۵۰ بار دروغ گفته و غیبت می‏کند. همچنین مثلا اگر ما تا اندازۀ ۲۰ نمره امیدوار به رحمت خدا هستیم، فردی را جذب می‏کنیم که به اندازۀ ۲۰۰ نمره به رحمت خدا اطمینان و یقین دارد.

پس در واقع افرادی را که ما ناخودآگاه جذب می‏کنیم، دقیقا همان بازگشت رفتار خودمان است که به صورت یک انسان در حضورمان ظاهر شده است. همان طور که بزرگان و مشاهیر جهان از قدیم گفته‏اند، انسانها و دوستان در واقع آینۀ رفتار ما هستند و دوستان می‏آیند تا ما خود را بشناسیم و جملاتی از این قبیل.

از طرفی طبق ضرب المثل “موش داخل کاسۀ آدم وسواسی میرود”، همیشه حساسیت بیش از حد به یک مسئله یا امری مهم و یا حتی غیرمهم باعث کشاندن و جذب کردن آن مسئله به سمت خودمان است (به دلیل ترس از به وجود آمدن مسئله). برای مثال ما از مریضی می‏ترسیم و همیشه اولین کسی که مریضی خاصی را می‏گیرد، خودمان هستیم و در مورد جذب انسانها، مثلا ما از افراد دروغگو خیلی بدمان می‏آید و همیشه به خود می‏گوییم “من از آدمهای دروغگو حالم بهم می‏خورد” و بالاخره دوستی می‏یابیم که الهۀ دروغگویی است و یا همیشه با خود می‏گوییم “من از انسانهای خسیس بدمان می‏آید” و در واقع این بد آمدن ناشی از ترسِ گرفتار شدن در دام آنهاست و نتیجتا یک انسان که اصلا شلوارش جیب ندارد (!) نصیب ما می‏شود. پس در قدم اول ما با تفکر منفی و ترس از گرفتارِ انسانهایی با اخلاق ناپسند شدن، در واقع به آنها فکر کرده و با قراردادن آن تفکرات در هالۀ انرژی خودمان، آنها را جذب می‏نماییم.

همچنین یکی دیگر از عواملی که بعضی افراد بد (یا به اصطلاح مریض روحی) جذب ما می‏شوند، سرزنش‏های قبلی است که به دیگران کرده‏ایم برای مثال دوست ما همسری دارد که بسیار بداخلاق و خشن است. او را سرزنش کرده و مثلا به او می‏گوییم “توباید در انتخاب همسر بیشتر دقت می‏کردی، این چه همسری است که انتخاب کرده‏ای” و با این کار بومرنگ خود را به سمتی پرتاب می‏کنیم که باعث ناراحتی و دلخوری فرد می‏شود و باید منتظر بازگشت بومرنگ خود باشیم (زندگی بازی بومرنگهاست). چه بسا افرادی که در امر انتخاب دوست و یا همسر بسیار بیشتر از ما دقت کرده‏اند اما باز هم گرفتار نوع مشکل‏دار آن شده‏اند (در راستای امتحان الهی).

البته هیچ کس گناهکار و مسئله‏دار به دنیا نیامده است و آن دوستان و اطرافیان ناجور بوده‏اند که وی را به راه خطا کشانده‏اند، پس طبق گفتۀ لوییزهی، بهتر است فرد گناهکار را مریض بنامیم و بدانیم که یک مریض نیازمند درمان جسمی و روحی است.

چه کنیم تا آدمهای خوبتر را جذب کنیم؟

خیلی راحت است؛ خودمان خوب باشیم، همه را دوست داشته باشیم، به بدیهای افراد فکر نکنیم و اصلا از این نترسیم که نکند فردی با این اخلاق ناپسند نصیب ما شود و یا نکند دوستی با این مشخصات در زندگی ما قدم بگذارد. (همیشه بدانیم که ما آنقدر خوب هستیم که افرادی که شاید مریض باشند از همنشینی با ما درمان شوند. پس اصلا به همنشینی با افراد مریض فکر هم نکنیم) البته ناگفته نماند که خالق طبیعت به وسیله‏های گوناگون گاهی افراد را امتحان می‏کند که این از دست ما خارج است.

نوشته شده توسط مجید  در ساعت 15:42 | لینک  | 

روان شناسی فرافردی(Transpersonal Psychology)

پس از استقبال از نوشته مرتبط با "راز" بر آن شدم تا گفتاري جداگانه در باره ي جستار آن – قانون جاذبه – فراهم سازم . از قضا ، همين يكي دو روز قبل كتابي تهيه كردم و پس از خواندن پيش گفتار آن گويي برق مرا گرفت ! هم ساني بي اندازه ي زندگي نويسنده و زندگي خودم اين گمان را به ذهنم متبادر كرد كه انگار افكار خودم را بر صفحه كاغذ مي خوانم . در نظر داشتم تا در نوبت نخست معرفي كتاب فرافردي ، به معرفي كتابي در ارتباط با روان شناسي فرافردي بپردازم ولي گفتم تا تنور داغ است نان را بچسبانم . پس كتاب " قانون جذب " را براي اين نوبت برگزيديم .

اين كتاب همان طور كه از نامش پيداست ، در باره قانون جاذبه Low of Attraction سخن مي گويد و گويا برگردان فارسي آن به زحمت خانم نفيسه معتكف به چاپ ششم رسيده است . هر چند كه تاريخ تولد در شناسنامه اش ثبت نيست .

"راز آشنايان را شكي نيست كه شواهدي از "قانون جاذبه" نه با اين نام بل با نام هايي همانند در انديشه و ادبيات ما موجود است . پس چون "سه نگردد بريشم ار او را پرنيان بخواني و حرير و پرند" همه ي آن ناظر به يك منظرند : "هر چه بجويي ، همان مي شوي ".

چون متن اصلي آن را در اختيار ندارم ، از اين رو بررسي برگردان مترجم آن ميسر نيست . تنها مي ماند اظهار نظر درباره ي ظاهر كتاب . طرح روي جلد { البته طراح روي جلد كوشيده است تا طرحي شبيه به روي جلد اصلي (كه من آن را در سايت Amazon ديده ام ) در اندازد !} ، حروف چيني و در كل شكل و شمايل خود كتاب بر خلاف نامش چندان مرا جذب نمي كند . كتاب نوشته مايكل لوسير –كارورزNLP  و يكي از "آموزگاران راز" در ويكتورياي كانادا- است و عنوان فرعي آن (the science of attraction more of what and less of what you don’t)  به فارسي  برگردانده نشده است. چاپ ششم آن در شمارگان 5500 نسخه در سال 86 به چاپ رسيده است .

اين هم گوشه اي از متن كتاب به نام " چگونه قانون جذب زندگي مرا تغيير داد" كه سبب برق گرفتگي من شد:

" قبل از اينكه چيزي در مورد قانون جذب ياد بگيرم ، از زندگي حرفه اي ام راضي نبودم .درگير شغلي بودم كه مرا به هيچ جا نمي رساند و هيچ فرصتي به من داده نمي شد تا خلاق باشم. ساعات طولاني كار مي كردم و وقت كمي براي پرداختن به علايق بيروني ام داشتم . حتي با اينكه خوابي ديده بودم كه براي رها كردن كارم به من انگيزه ميداد، اين كار را نكردم . هشت سال طولاني در آن شغل دوام آوردم چون به درآمدش نياز داشتم .

به هر حال ، به محظ اينكه در مورد قانون جذب چيزهايي ياد گرفتم ،همه چيز تغيير كرد. شروع به پيگيري خواسته هايم كردم. مثل مربيگري و تدريس ، كه احساسي خوب به من ميداد. بنابراين نتيجه گرفتم كه "احتياج دارم بيشتر به اين كار بپردازم ". از قانون جذب استفاده كردم تا اطلاعات بيشتري به دست بياورم و فرصتها وموقعيتها را براي مربيگري و تدريس جذب كنم .آرزوهاي من شناسايي شد ، اما بتدريج ، از عهده آن برآمدم كه كار فرماي خود را متقاعد كنم كه فقط چهار روز در هفته كار كنم ، كه اولين بار بود كار فرمايم به چنين كاري تن مي داد . به مدت پنج سال ، چهار روز در هفته كار كردم كه بعد به سه روز در هفته تقليل يافت و همزمان حواسم را بر كار مربيگري ام متمركز مي كردم . در سال 2000 كارم را ول كردم و هرگز به گذشته نگاهي نيانداختم .

و امروز از زندگي حرفه اي ام راضي هستم . هرگز تا اين حد احساس سر زندگي و خلاقيت نكرده بودم. ازمن مي پرسيدند چطور زندگي ام اين قدر عالي و معركه است . بنابر اين من اين حكايت را برايشان مي گفتم ، و اينكه درك قانون جذب بود كه همه چيز را برايم ميسر كرد..."

 اميدوارم با " قانون جذب" زندگي تان را بهبود بخشد!

نوشته شده توسط مجید  در ساعت 15:21 | لینک  | 

مدت‌هاست که این جملات به عناوین و اشکال مختلف از گوشه و کنار دنیا شنیده می‌شود. برخی نیز به آن رنگ و بوی تبلیغاتی داده‌اند و از قانون جذب به عنوان تنها راز زندگی انسان‌ها یاد می‌کنند و با این کار عده‌ای را دور خود گرد آورده‌اند. اخیرا نیز فیلم راز با ترجمه فارسی به بازار ایران آمده و یکی از بانک‌ها نیز با انتخاب گوشه‌هایی از آن فیلم، دست به تبلیغات جالبی برای حساب‌های قرض‌الحسنه‌اش زده است. اما سوال اینجاست که آیا افکار واقعا می‌توانند امواجی از خود منتشر کنند؟ جنس این امواج از چیست؟ ...

آیا واقعا امواج این قدرت را دارند که امواج مشابه خود را جذب نمایند؟ چگونه می‌توان این امواج را تغییر داد و آنها را کنترل کرد؟ آیا واقعا این امواج هستند که آینده ما را تشکیل می‌دهند؟

اینها سوالاتی هستند که حداقل تا به امروز کسی نتوانسته به طور یقین از آنها پرده بردارد هرچند تحقیقات در این را ه ادامه دارد و پیشرفت‌هایی نیز حاصل شده است.

هاله عبارت است از نوعی تشعشع مغناطیسی لطیف که از نیروهای اتریک و سایر میدان‌های انرژی ایجاد می‌شود. بهتر است این‌طور بگوییم که تمامی موجودات زنده در اطراف بدن خود دارای هاله‌ای از انرژی هستند که امواج حاصل از آن به طور دایمی در حال تشعشع هستند. این امواج را می‌توان شبیه امواج گرمایی دانست که یک روز داغ از سطح زمین بیرون می‌آیند.

هاله بین‌ها بر این باورند که کیفیت و اندازه هاله موجودات غیرزنده در غالب موارد یکسان بوده و کمتر تغییر می‌کند. اما این در مورد موجودات زنده صادق نیست چراکه فرایندهای حیاتی منجر به گسیل داشتن انواع امواج می‌شوند که هاله موجود را در زمان‌های مختلف تغییر می‌دهند. این موضوع البته در مورد انسان از پیچیدگی بسیار زیادی برخوردار است. چراکه قدرت تفکر، تصمیم‌گیری، تجسم، هیجانات متنوع و آمیخته، تفکرات انتزاعی و تخیل بسیار فعال و پویای انسان در هر زمان به تولید طول موج‌های بسیار متنوع امواج الکترومغناطیسی منجر می‌شود. آنها همچنین بر این باورند که می‌توانند با دیدن این امواج از صحت و سلامتی کارکرد بدن و روح فرد اطلاعاتی را به دست بیاورند.

برای ترسیم شکل این هاله آنها میدان‌های مغناطیسی دور آهنربا را نمونه خوب و البته بسیار ساده هاله می‌دانند.

● تاریخچه هاله

هاله در طول زمان توسط افراد مختلف دیده شده و نام‌های مختلفی گرفته است. مثلا در ادیان باستانی آن را آکاشا می‌نامیدند. زرتشتیان به آن آتش ذیروح یا آتش جاویدان می‌گفتند. در زبان سانسکریت نام آر به معنی پرده چرخ را برایش انتخاب کرده بودند چراکه این امواج شبیه چرخی از جسم به بیرون ساطع می‌شد. انگلیسی زبان‌ها لغت Aura به معنی هوا را مناسب نامگذاری هاله دانستند. اتریشی‌ها به آن اود به معنی خود می‌گویند. روس‌ها آن‌ را انرژی بیوپلاسمیک و چک‌ها به آن سایکوترانیک لغب داده‌اند. در این میان بد نیست نامی هم از دکتر مسمر ببریم که حدود ۲۰۰ سال قبل به وجود این امواج پی برد و سعی کرد با به کارگیری آن بیمارانش را شفا دهد. او هاله را مغناطیس حیوانی دانست. سبک او در درمان امروزه به مسمریسم شهرت دارد. اولین بار «بارون ریخن باخ» و «کاردل دویرل» اتریشی در سال ۱۸۶۷ به کشف هاله‌ها علاقه‌مند شدند. تلاش‌های این دو بعدا توسط «سیمون کرکیـن» روسی پیگیری و در نهایت به اختراع دوربینی منجر شد که به میکروسکوپ‌های الکترونی مجهز بود. این دوربین ویژه قادر بود با سرعت ۷۵ تا ۲۰۰ هزار ارتعاش در ثانیه از میدان انرژی عکسبرداری کند و این آغازی بود برای ورو به دنیای اسرارآمیز انرژی.

● شما هم هاله‌ها را دیده‌اید؟

هاله چیزی جدای از زندگی ما انسان‌ها نیست. شما هر روز عادت کرده‌اید با آن زندگی کنید. آن را لمس کنید. احساس کنید و حتی از آن استفاده کنید. بهتر است بگوییم تصور اینکه روزی پا در دنیایی بگذاریم که موجوداتش هاله‌ای نداشته باشند برای هرکسی دشوار است.

خیلی‌ها اتقاقات غیر مترقبه و عجیبی را که در محیط اطرافشان رخ می‌دهد احساس می‌کنند. خصوصا اگر این اتفاق دامن عزیزانشان را بگیرد. مثلا در تاکسی نشسته‌اید. هوا سرد است و باران می‌بارد و شما شیشه‌ها را بالا کشیده‌اید. تاکسی پشت ترافیک با سرعتی حدود ۱۰ کیلومتر در حال حرکت است و شما به مردی که رویش به شما نیست و در پیاده رو راه می‌رود خیره شده‌اید. به ناگهان متوجه می‌شوید او نگاه شما را درک کرده و سرش را به سمت شما برمی گرداند.

از داستان‌های کتاب‌ها و رمان‌ها که بگذریم، حتما اتفاق افتاده به یک مهمانی دعوت شوید و احساس خفگی کنید. بدون شک اگر بتوانید حتما در اولین فرصت آنجا را ترک خواهید کرد و گرنه دچار سنگینی نفس‌، بیقراری اندام‌ها، سردرد، سرگیجه و علایم مختلفی می‌شوید که همگی از وجود چیزی غیر عادی خبر می‌دهند.

در بازار به دنبال یک مانتو مناسب برای سرکار رفتن می‌گردید که ناگهان کفشی ورزشی به چشم شما زیبا می‌آید، اگر با تجربه باشید به حرف دلتان گوش می‌کنید و آن را خریداری می‌کنید چون تجربه ثابت کرده این کفش مناسب شماست. به شرطی اینکه در خریداری کفش اهل هوسرانی نباشید.

از خیابانی رد می‌شوید و احساس می‌کنید آنجا را می‌شناسید. با خود می‌گویید لابد قبلا اینجا آمده ام یا اینجا را در خواب دیده ام. به طرز عجیبی علاقه مند می‌شوید از ماشین پیاده شوید و قدری در آنجا قدم بزنید. انگار هوای آنجا بویی آشنا می‌دهد.

به راستی عامل دیگری به جز میدان‌های نامریی انرژی می‌توانند این وقایع روزمره شما را توجیه کنند؟

تحقیقات دکتری به نام کیلز ثابت کرد که هاله اطراف بدن از سه باند مشخص تشکیل شده است:

۱) باند اول باند باریکی است که حدود نیم سانتی‌متر ضخامت دارد و درست روی پوست ما قرار گرفته است

۲) باند دوم حدود ۵ سانتی‌متر عرض دارد و از همه لایه‌های دیگر روشنتر است که هاله‌بین‌ها به آن اورای داخلی می‌گویند.

۳) لایه بعدی اورای خارجی است که حدود ۱۵ سانتی‌متر پهنا دارد و دارای زمینه مه آلود و خاکستری رنگ است. اورای خارجی دارای ۴ باند رنگی است که در بین آنها معمولا یک رنگ غلبه دارد.

او همچنین کشف کرد در بین امواجی که از سمت چپ خارج می‌شوند رنگ سبز غلبه دارد این درحالیست که امواج راست ما استقلالی هستند و آبی را ترجیح می‌دهند. رنگ هاله فاکتوری متغیر است و هماهنگ با احساسات، هیجانات، تخیلات و افکار ما تغییر می‌کند و این تغییرات همان‌هایی هستند که همه قادر به درک آن هستند البته با شدت و ضعف. به طور کلی رنگ های روشن و ته رنگ های براق نشانگر انرژی مثبت یا خالص هستند. هرچه رنگ‌ها واضح‌تر و درخشان‌تر باشند شخص دارندة آنها دارای صفات مثبت تری است و هرچه این رنگ تیره‌تر شود معنایش این است که فرد در شرایط خوب روحی قرار ندارد و به قول معروف انرژی منفی صادر می‌کند.

● تاثیر هاله‌ها بر هم

بهتر است دنیا را مملو از موجوداتی زنده و غیر زنده بدانیم که همگی قادرند دور خود یک حوزه انرژی درست کرده و به این ترتیب بر یکدیگر تاثیر بگذارند. این به این معناست که فقط شما نیستید که بر محیط خود تاثیر می‌گذارید، بلکه تک‌تک اجزاء محیط به نوعی بر شما موثرند و در نهایت این برایند انرژی است که مسیر حرکت یک موجود را مشخص می‌کند. در این سیستم شما به صورت فردی در درون سیستم پیچیده روابط در نظر گرفته می‌شوید. عجیب نیست که افکار، هیجانات و احساسات شما محیط را تغییر دهند و عناصر همخوان با خود را جذب نمایند. درست مثل فردی سرمایه‌دار و بازاری که تصمیم به ازدواج بگیرد. بی‌شک او یا دختری را پیدا می‌کند که بسیار اهل مال و منال دنیاست یا برعکس دختری فقیر. در واقع مهم نیست که همسر او پولدار است یا فقیر بلکه مهم اینست که هر دوی آنها به مقدار زیادی در مورد پول و ثروت فکر می‌کنند. اگر از آنها سوال کنید آدم‌ها را چگونه می‌بینند، بی‌شک یکی از معیارهای آنها در تقسیم‌بندی‌هایشان وضعیت مالی آنهاست.

● قانون جذب چه می‌گوید؟

یکی از رازهای زندگی ما قانون جذب است. قانون جذب بیان می‌کند هر چیزی مشابه خود را جذب می‌کند. بنابراین وقتی تو راجع به چیزی فکر می‌کنی، در همان زمان مشابه همان افکار را به سوی خودت جذب می‌کنی. گویی افکار از جنس آهنربای مغناطیسی هستند و موج می‌فرستند. بنابراین اگر فکری از ذهنت بگذرد، امواج آن به اطراف منتشر می‌شود. حال اگر این افکار را در ذهنت نگهداری و دایما به آن فکر کنی و به قول معروف آنها را پرورش بدهی، قدرت مغناطیسی آنها چند برابر شده و قادر خواهد بود تمام امواج مشابه و هم فرکانس خود را به سوی خود جذب نماید و اینجاست که قانون جذب شکل می‌گیرد.

گویی مغز ما به مانند یک دکل مخابراتی است که دایما امواجی به کائنات می‌فرستد. کائنات نیز به این امواج پاسخ می‌دهند. به این ترتیب هرکس با جذب امواج مشابه خود دنیای آینده خود را رقم می‌زند.

لطفابه وبلاگ روبرو حتما مراجعه کنید:www.nofel.blogfa.com

نوشته شده توسط مجید  در ساعت 15:7 | لینک  | 

v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);} /* /*]]>*/

نوشتاری خلاصه شده از کتاب : « قانون جذب » نوشته : « مايکل لوسير» ، ترجمه : « نفيسه معتکف »

       تا به حال متوجه شده ای که گاهی آنچه را بدان نياز داری ، ناگهان از جايی که انتظارش را نداری سر می رسد ؛ مانند تلفنی نامنتظر ؟ يا يکدفعه اتفاقی، کسی را در خيابان می بينی که در فکرش بوده ای ؟

       آيا تا به حال در مورد افرادی شنيده ای که به طور مکرر درگير مناسباتی بد می شوند و هميشه هم گله دارند که دائم همين نوع مناسبات نصيبشان می شود ؟ قانون جذب برای اين دسته از آدمها هم کار می کند .

       اين کتاب به تو می گويد چرا اين رويدادها پيش می آيد . از همه مهمتر ياد می گيری چطور می توانی با درايتی بيشتر از قانون جذب استفاده کنی؛ در نتيجه  قادر خواهی شد تمامی آنچه را نياز داری بدانی، انجام دهی و داشته باشی ؛ به خود جذب کنی .

       در زندگی همان چيزهايی را به سوی خود جذب می کنم که انرژی و حواس و توجهم را به آن معطوف می کنم ؛ چه آن را بخواهم چه نخواهم .

       هر انسانی امواج خوب يا بد دارد . در واقع ما دائم در حال ارتعاش هستيم . اگر تو ذوق زده ، خرسند ، قدر دان ، شاکر يا مفتخر باشی؛ امواج       مثبت بيرون می دهی و اگر عصبانی ، غمگين ، نااميد و سرخورده باشی و احساس بيهودگی ، بد بياری يا شکست خوردگی کنی؛ امواج منفی از خودت بيرون می دهی .

       بسيار مهم است که با ارتعاشات خود در تماس و از آن آگاه باشی چون آنچه را از خودت ساطع می کنی؛ قانون جذب ، بيشتر از همان را به تو برمی گرداند .

فرمول سه مرحله ای برای جذب آگاهانه :

1 . خواسته ات را مشخص کن .

2 . ارتعاشاتت را بالا ببر .

3 . آن را بپذير .

       واکنش قانون جذب ، درست مثل واکنش ذهن توست . قانون جذب آنچه را تو نمی خواهی؛ می شنود . وقتی به ندای درونت گوش می دهی که افعال و عبارات منفی به کار می برد؛ در واقع توجه و انرژی خودت را به چيزهايی می دهی که آنها را نمی خواهی .

       اگر کنجکاوی بدانی که در هر زمينه ای از زندگی ات امواج مثبت می فرستی يا منفی کافی ست به آن زمينه نگاهی بيندازی و ببينی چه چيزی دريافت می کنی . اين جور شدن و تطابقی بی نقص است .

      توجه به تضاد و شناسايی آن به عنوان چيزی که دلت آن را نمی خواهد؛ تو را در قبال آنچه می خواهی روشن تر می کند .

      با تضاد ، خواسته ها ی خود را مشخص کن . در يک برگه آنچه را نمی خواهی بنويس و در روبروی آن آنچه را که می خواهی . بعد بر روی آنچه نخواسته ای خط بکش .

      تمام چيزهايی را که باعث می شود احساسی خوب به تو بدهد؛ شناسايی کن و بيشتر به آن بپرداز . يادت باشد هر ارتعاشی که از خودت ساطع کنی، آينده ات را خلق می کند .

      خواسته هايت را در خط مقدم ذهنت قرار ده و توجه و انرژی و تمرکز مثبت خودت را به آن معطوف کن . از عبارات تاکيدی استفاده کن .عبارت تاکيدی جمله ای ست که از طريق تکرار در ذهنت جايگزين می شود و طرز فکر تو را دوباره برنامه ريزی می کند . مثلا من بدنی سرحال و خوش و خرم دارم .

       قانون جذب در برابر کلماتی که به کار می بری يا افکاری که به ذهن می آوری واکنش نشان نمی دهد . قانون جذب صرفا در برابر آنچه در مورد گفته ها يا افکارت احساس می کنی، واکنش نشان می دهد .

سه عامل اصلی برای عبارت مربوط به خواسته وجود دارد :

شروع مطلب ، اصل مطلب و خاتمه مطلب .

      عبارت پذيرفتن قانون جذب ، صرفا به معنی عدم شک و ترديد است و مهمترين عامل در روند جذب آگاهانه . پذيرش ، همان عدم شک و ترديد است . سرعت قانون جذب نسبت مستقيم با ميزان پذيرش دارد .

      قدر دانی و شکر گذاری نيز بالاترين شکل ارتعاش است . می توانی برای قدردانی از هر چيزی وقت صرف کنی .اين احساسی است که به سپاس و امتنان تو متصل است و خيلی اهميت دارد .

      دفتر يادداشت روزانه ، برای مدرک قانون جذب در زندگی ات کمکت می کند؛ آن را بيشتر باور کنی . بيشتر شوق و ذوق داشته باشی، بيشتر بپذيری و بيشتر اعتماد کنی .

      آنچه را به خواسته ات نزديک است ، گرامی بدار . عبارت« من در روند کار قرار دارم» را به کار ببر .عبارت «من تصميم گرفته ام» را به کار ببر .

      اطلاعات کسب کن . وظيفه تو اين است که خواسته ات را مشخص کنی و آنچه را بدان نياز داری تا خواسته ات را آشکار کند ؛ بپذيری .وظيفه تو اين نيست که سعی کنی از لحاظ عقلانی از مسائل سر در بياوری بلکه بايد بگذاری قانون جذب جوابها را برايت بياورد . يادت باشد هر موجی که بفرستی همان را دريافت می کنی .

نوشته شده توسط مجید  در ساعت 15:1 | لینک  | 

باب پراکتر می گوید: تا حالا فکر کرده اید که چرا 96 درصد از پولی که در دنیا تولید شده در اختیار 1 درصد از مردم دنیاست؟! ایا فر می کنید از قدیم به این
شکل بوده است؟خیر ، اوضاع کم کم به این شکل طراحی و برنامه ریزی شد.این افراد راز را درک کرده بودند و حالا شمایید که دارید با آن آشنا می شوید. برای جذب پول باید بر موضوع دارایی تمرکز کنید. محال است به پول زیادی برسید اگر مدام این موضوع را گوشزد کنید که پول کافی ندارید.اگر به این نکته که پول کافی ندارید تمرکز کنید شرایط حادتری ایجاد می شود. شما باید به موضوع وفور پول و ثروت توجه کنیدتا موضوعاتی از همین دست به سمتتان جذب شود.افکار شما باید حاکی از آن باشد که امکاناتی بیش از نیازتان در اختیار دارید. لازم است قوه ی تخیل خود را باور کنید و به این یقین برسید که پولی که خواسته اید قبلاً دریافت کرده اید. شادی زیادی در این کار وجود دارد. وقتی وانمود می کنید صاحب دارایی زیادی هستید بدون شک احساس بهتری نسبت به پول و ثروت پیدا می کنید. هنگامی که این احساس خوشایند در شما ایجاد شد ثروت هم به سمت زندگی شما سرازیر می شود. یک چک را اسکن کنید و مبلغ مورد نظر و سایر جزئیات آن را  روی آن بنویسید و چک را درجایی قرار دهید که هر روز بتوانید آن را ببینید. وقتی به چک نگاه می کنید حس کنید که مبلغ مورد نظرتان را در دست دارید . تصور کنید با این چک می توانید تمام چیزهایی را که می خواهید خریده  و هر کاری را که می خواهید انجام دهید. فکر کنید این کار چقدر جالب خواهد بود . گردانندگان سایت راز می گویند: ما صدها داستان از طرف افرادی که با استفاده از راز چک پولدار شده اندرا دریافت کرده ایم که نشان دهنده ی آن است که این یک بازی سرگرم کننده است که در دنیای واقعی عمل می کند. علت این که همه نمی توانند پول کافی داشته باشند این است که با تفکرتشان راه ثروتمند شدن را به روی خود می بندند. هر فکر و هیجان منفی راه ورود نیکی ها را به سمت شما مسدود می کند. پول می تواند یکی از این نیکیها باشد . این ذهنیت که جهان هستی پول و دارایی مورد نظرتان را از شما دریغ می کند تصور اشتباهی است چون تمام چیزهایی که شما نیاز دارید در عالم نامحسوسات آماده است .اگر به اندازه ی کافی از چیزهایی که می خواهید در اختیار ندارید به علت آن است که با اندیشه های منفی جلوی حرکت خواسته هایتان را به سمت خود گرفته اید . باید افکارتان را به سمت به سمت داشتن پول زیاد هدایت کنید و به جای فکر کردن به کمبودها به فراوانی بیندیشید و به این ترتیب افکارتان را متعادل کنید . نباید قدرت فکر و ذهن را دست کم بگیریم. به نظر نویسنده کتاب راز احساس خوشحالی در زمان حال پرسرعت ترین راه برای کسب پول یا هر خواسته ی دیگری است. دکتر جو ویتالی می گوید: خیلی از مردم می پندارند:چطور می توان صاحب پول بیشتری شد؟چطور می توان تعداد بیشتری از این اسکناس ها را بدست آورد؟ چگونه می توان به ثروت و موفقیت رسید؟ چطور می توانم بدهی هایم را بپردازم در حالی که کار فعلی ام را دوست دارم و همین طور آگاه باشم که امکان دارد یکدفعه پول زیادی از آسمان برایم ببارد؟ فقط این ها را در ذهن خود مجسم کنید. شغل شما از جمله عواملی به حساب می آید که تمایلات شما را از میان امکانات و پیشنهاد های عالم هستی، انتخاب و اعلام می کند.اگر پول نقد می خواهید فقط بگویید چقدر می خواهید. من تمایل دارم طی سی روز آینده از جایی که انتظارش را ندارم بیست و پنج دلار بدست بیاورم. یا به عبارتی به این شکل از این خواسته  ر برایتان قابل باور کند. اگر هنوز این تفکرات قدیمی را دارید که پول فقط از راه شغلتان به دست می آید فوراً آن ها را دور بریزید. اگر به این تفکرات ادامه دهید به تجربه ی شما تبدیل می شوند و این اندیشه ها هیچ کمکی به شما نمی کند . کم کم متوجه خواهید شد که فزونی در هر زمینه ای وجود دارد و فقط از طریق کار نیست که شما صاحب پول و ثروت خواهید شد. یادتان باشد چگونگی رسیدن به خواسته را به جهان هستی واگذار کنید. باب پراکتر در مورد خلاص شدن از بدهی ها می گوید: هدف بیشتر مردم آن است که از زیر بار بدهی های گذشته بیرون بیایند ولی همین کار باعث می شود آن ها تا ابد بدهکار باقی بمانند چون به هر چه فکر کنند به سمتشان جذب می شود. همان طور که قبلاً گفتم قانون جذب کاری ندارد که شما به چه فکر می کنید. کاری ندارد که شما بدهی را دوست دارید یا از آن متنفرید . چون شما به آن فکر می کنید پس قانون جذب بدهی های بیشتری را به سمت شما می کشاند. راه حل باب پراکتر این است که ذهن خود را روی پرداخت خودکار بدهی ها تنظیم کنید و بعد روی موفقیت و پیروزی تمرکز کنید. می دانم باورش سخت است و مشکل همین باور است . احتمالا اطرف شما افرادی هستند که اجازه نمی دهند افکار منفی به ذهن آنها وارد شود. اگر بدهکارند می گویند نه من پیرم و نه خدا بخیل. بلاخره بدهی هایم را می دهم. اگر مشکلی برای آن ها پیش بیاید می گویند خدا بزرگ است. انشاالله حل می شود. برعکس افرادی که مدام به بدهکاری فکر می کنند و اجازه می دهند افکار مخرب مربوط به مشکلاتشان در ذهنشان نفوذ کند. و روح و جسمشان را نابود کند. حالا از شما می پرسم کدام یک از این افراد بر مشکلاتشان غلبه می کنند؟ باز هم می گویم شما به هر چیزی فکر کنید قانون جذب موارد مشابه بیشتری از همان جنس را به طرف شما می کشاند. حالا آن افکار هر چه می خواهد باشد . وقتی جمله این کار از من بر نمی آید را به زبان می آورید قدرتی در اختیارتان است که می توانید آن را تغییر دهیدو بگویید من از عهده ی این کار بر می آیم و خواسته ام برآورده می شودو بارها آنرا تکرار کنید مثل یک طوطی.برای سی روز آینده تصمیم بگیرید به آنچه دوست دارید نگاه کنید و بگویید من قادرم آن چه را که می خواهم بدست آورم. اگر بدانید این جملات مثبت با زندگی شما چه خواهد کرد به جای این که وقتتان را بیهوده تلف کنید مدام این جمله ها را تکرار می کنید. وقتی ماشین مورد علاقه تان از کنارتان عبور می کند بگوئید: من می توانم از عهده اش بر بیایم . وقتی به یک تعطیلات فوق العاده فکر می کنید بگوئید می توانم از عهده اش بر بیایم. وقتی این کار را می کنید در واقع شروع به تغییر دادن خود می کنیدو همین باعث می شود شما احساس بهتری در مورد پول داشته باشید و وقتی این اتفاق بیفتد زندگی شما تغییر می کند. لی سا نیکولز می گوید: وقتی بر روی عدم چیزهایی که طالبشان نیستید تکیه می کنید، با خانواده راجع به آن صحبت می کنید و جنجال به راه می اندازید و یا با دوستانتان راجع به آن صحبت می کنید، به بچه هایتان می گوئید که دچار کمبود هستید، پول ندارید که چیزی برایش بخرید، از عهده اش بر نمی آیم. به اینشکل هیچ وقت دیگر هم از عهده ی آن بر نخواهید آمد چون شروع به جذب نداشتن ها کرده اید. اگر دوست دارید در فضایی پر از فراوانی زندگی کنید بر فراوانی تمرکز و تکیه کنید. حالا که با راز آشنا شدید بخوبی دریافتید که افکار افراد ثروتمند حول محور ثروت و فراوانی چرخیده نه کمبود و این که او خود ، این قابلیت را داشته که این ثروت رابه سمت خود کشانده است. خواه آگاهانه این عمل را انجام داده باشد یا ناآگاهانه. چنین افرادی تمام توجه خود را به ثروت سوق داده اند و جهان هستی هم برای برآورده شدن خواسته هایشان تمام مردم و موقعیت ها را به حرکت وا می دارند. شما هم ای توانگری و قابلیت را دارید. تنها تفاوت میان شما و آن ها در این است که آن ها به چیزهایی می اندیشند که برایشان ثروت به همراه دارد . اموال شما در بخش نادیدنی های دنیا منتظرند تا شما آن ها را به عالم محسوسات دعوت کنید. پس زیاد به پول فکر کنید. به داشتن پول نه به بی پولی. پول به آسانی به دست می آید . پول خیلی سریع به دست می آید. هیچ کس نمی تواند شما را تغییر دهد مگر این که خودتان بخواهید. از دیگر راه های پولدار شدن  بخشش است. بخشیدن عملی قدرتمند است که ورود پول را به زندگی شما بیشتر می کند چون وقتی پولی را می بخشید با زبان بی زبانی اعلام می کنید که من بیش از این ها پول دارم . قابل باور نیست اما بدانید که ثروتمنترین افراد بخشنده ترین آن ها هستند. آن ها مقدار زیادی از پولشان را می بخشند و با این کار بر اساس قانون جذب درهای جهان هستی برروی آن ها گشوده می شود و مقدار زیادی پول به سمتشان سرازیر می شود. اگر فکر کنید که « من آن قدر پول ندارم که توانایی بخشش داشته باشم » متوجه خواهید شد که چرا پول به اندازه کافی ندارید. برای آن هایی که متوجه نشدند می گویم شما با این جمله فکر نداشتن پول را با جهان هستی می فرستید . جهان هستی هم می گوید شما دارید در مورد نداشتن پول فکر می کنید.فرمانبردارم سرورم ( به این ترتیب در بی پولی باقی می مانید). به خاطر رضای خدا بخشش کنید تا این بخشش  به درد آخرت شما هم بخورد. همان طور که شنیده اید خداوند می فرمایند اگر شما چیزی را ببخشید من چندین برابر به شما بر پاداش می دهم. پس این می تواند درست باشد که قانون جذب بیش از آن چه بخشیده اید به زندگیتان سرازیر می کند. خواستن آنچه می خواهید وظیفه ای است که از درون بر عهده ی شما نهاده شده است. دنیای خارج دنیای نتایج است. نتایج افکار شما. فرکانس و افکار خود را روی موج شادمانی تنظیم کنید. این امواج را با تمام قدرت به سمت کائنات بفرستید و یقین داشته باشید که بهشت واقعی را روی زمین تجربه خواهید کرد . از آنچه دارید سپاسگزار باشید. دائماً به خود بگویید: من بیش از نیازم پول دارم ، مقدار زیادی پول آنجاست و در راه است تا به من برسند، من و پول همدیگر را دوست داریم . من هرروز پول به دست می آورم و متشکرم و واقعاً این ها را تجسم کنید این ها را حس کنید . راه موفقیت همین است . باور داشته باشید که قدرت انسان بیشتر از این هاست . به این فکر کنید که انسان کیست که خداوند وقتی آن را آفرید به خودش آفرین گفت. پس نباید موجودی که قسمتی از وجود خدا را در خود دارد دچار این گونه مشکلات باشد

.

-->
نوشته شده توسط مجید  در ساعت 19:37 | لینک  | 

 می دانستید دستگاه ایمنی بدن طوری طراحی شده است که می تواند خود را ترمیم کند؟ می دانستید راهی وجود دارد که شما هرگز مریض نشوید؟ می دانستید ذهن و فکر ما این قدرت را دارند که بیماری سرطان را بدون هیچ دارویی درمان کنند؟ می دانستید که افراد قطع نخاخ شده می توانند با کمک فکر و ذهن خود دوباره روی پای خود بایستند؟ باورش سخت است ولی با خواندن این مطلب باور می کنید. بیماری چگونه به وجود می آید؟ دکتر بن جانسن به این سوال پاسخ داده است: همه ی بیماری در نتیجه استرس یا فشار روانی  به وجود می آیند . دکتر جان هاگلین معتقد است: بدن ما نتیجه افکار ماست و جدیداً علم پزشکی به این نکته رسیده است که افکار و احساسات ما، چگونگی جسم و ساختار عملکرد بدن ما را تعیین می کنند. دکتر جان دمارتینی نظرش بر این است که: داروی تسکین دهنده دارویی است فرضی، که هیچ اثری بر بدن ندارد مثل قرص. دانشمندان دریافته اند که ذهن انسان مهم ترین سهم را در درمان دارویی دارند. فکر می کنید چرا بیماران با خوردن قرص یا تزریق امپول درمان می شوند؟ وقتی بیماران به این باور می رسند که آن قرص قطعاض باعث بهبود بیماریشان می شود . آن چه را باور کرده اند دریافت می کنند و خوب می شوند. فکر کردن به سلامتی کامل کاری است که هرکس می تواند در خلوت خود انجام دهد، مهم نیست که پیرامون او چه می گذرد. مایکل برنارد بک ویث معتقد است که بیماری های جسمی یا ناراحتی که در زندگی بروز کرده را می توان با نیروی فکر برطرف کرد. قدیمی ها درست گفته اند که خنده بر هر درد بی درمان دواست. می دانید چرا ؟ باب پراکتر در این باره می گوید: بیماری قادر به ادامه در بدنی که وضعیت عاطفی سالمی دارد نیست. بدن ما در هر ثانیه میلیون ها سلول را از خود دفع می کند و میلیون ها سلول دیگر را جایگزین آن ها می کند. پس چرا بعضی بیماری ها سالیان سال در بدن باقی می مانند در حالی که به نظر دکتر جان هاگلین ما هر چند سال یک بار یک بدن فیزیکی نو داریم؟ تنها راه دوام آن ها در بدن از طریق افکار و تمرکز روی بیماری دیگران و خود فرد است . بیماری در بدنی که اندیشه های سازگار و مثبت داشته باشد نمی تواند دوام بیاورد.تفکرات ناقص علت تمام بیماری های انسان است که می تواند شامل بیماری های جسمی و روحی باشد. درمان بیماری ها: باب پراکتر می گوید: اگر بیماری دارید و دئماً به آن فکر می کنید و مرتب با دیگران درباره ی آن صحبت می کنید. در واقع در حال ایجاد سلول های بیمار بیشتری هستید خود را در شرایط سلامت کامل ببینید و درمان بیماری را به پزشکتان بسپارید. اگر احساس کسالت می کنید در مورد آن صحبت نکنید وگر نه بیماریتان بدتر خواهد شد. اندیشه های شما مسئول ایجاد بیماری یا سلامتی است. پس تا می توانید ای نعبارت را تکرار کنید: حالم خیلی خوب است و واقعا چنین احساسی داشته باشید.اگر خیلی سرحال نیستید و کسی از احساستان می پرسد فقط از او قدردانی کنید که این احساس خوب را به شما یادآوری کرده است . شما نمی توانید چیزی را که می خواهید به دست بیاورید مگر آن که فکر کنید که می توانید. تصور کنید که حالتان خوب شده است به این ترتیب بهبودی حاصل می کنید. ای نقانون جذب است . درمان بیماری های لاعلاج جالب است بدانید تعریف دکتر جان دمارتینی از لاعلاج این است: درمان از راه درون هیچ بیماری وجود ندارد که قابل درمان نباشد . همه ی بیماری ها را می توان با قدرت ذهن و فکر درمان کرد. مایکل برنارد بک ویث می گوید: شما قادر هستید زندگی تان را دگرگون کنید و خودتان بیماری هایتان را درمان کنید. مایکل برنارد بک ویث می گوید: من مشاهده کرده ام که سرطان ها درمان شده و کلیه ها احیا شده اند. حتی دیده ام که بینایی چشم ها اصلاح شده و به شکل عادی خود برگشته اند.
 در این جا می خواهم داستان شگفت انگیز  و امیدوارکننده ی موریس گودمن ، نویسنده و سخنران بین المللی را برایتان مطرح کنم. او این چنین تعریف می کند: این داستان به دهم مارس 1981 بر می گردد. این روز خاص به کلی زندگی ام را تغییر داد به شکلی که هیچوقت آنرا فراموش نمی کنم. هواپیمایی که من در آن بودم سقوط کرد مرا که فلج شده بودم به بیمارستان منتقل کردند. مهره های اول و دوم ستون فقراتم خردشده بودو به خاطر آن واکنش غیر ارادی خوردن در من از بین رفته بود. قادر نبودم چیزی بخورم، دیافراگمم از بین رفته بود و نمی توانستم نفس بکشم فقط می توانستم پلک بزنم. دکترها بر این عقیده بودند که باید یک زندگی گیاهی داشته باشم و من فقط پلک می زدم. این تصویری بود که آن ها از من داشتند ولی برایم اهمیتی نداشت. تنها مسئله مهم افکار خودم بود من خودم را تصور می کردم که دوباره به وضعیت سابق برگشته و مثل یک فرد عادیبا نیروی خودم از بیمارستان بیرون می آیم. در بیمارستان فقط می توانستم با ذهنم کار کنم و وقتی شما ذهنتان را در اختیار بگیرید می توانید همه چیز را به حالت اول برگردانید. یک دستگاه تنفس مصنوعی به من وصل بود و دکترها و پرستارها بر این عقیده بودند که من هرگز توانایی نفس کشیدن بدون آن را نخواهم داشت ولی ندایی آهسته دائماً به من می گفت:« نفس عمیقی بکش، عمیق تر نفس بکش» و بالاخره روزی فرا رسید که از شر آن دستگاه خلاص شدم. آن ها نمی توانستند هیچ توضیحی بدهند. من هم اجازه نمی دادم چیزی مرا از هدفی که در ذهنم دارم دور کند. هدفم این بودکه: کریسمس با پای خودم از بیمارستان بیرون بروم و این کار هم انجام شد. آن روز را هیچ وقت فراموش نمی کنم که پزشکان گفتند این اصلاً عملی نیست. اگر بخواهم برای سی که ممکن است بیمار باشد زندگیم را خلاصه و جمع بندی کنم آن را فقط در چند کلمه خلاصه می کنم.

« انسان همان چیزی می شود که به آن فکر می کند

نوشته شده توسط مجید  در ساعت 19:36 | لینک  | 

قانون جذب قانونی انتزاعی است و به طور خلاصه بیان می‌کند که هر آنچه در ذهن انسان تصور شود اعم از خوب یا بد، زشت یا زیبا و ... در دنیای واقعی نمود خواهد یافت. سرعت و شدت به واقعیت پیوستن این تصویر ذهنی به شدت تمرکز روی آن موضوع و وضوح تصویر آن در ذهن بستگی دارد.


قانون جذب میگوید هر چه فکر کنی همان می‌شود. هیچوقت نباید فراموش کنیم که ما به چیزی که فکر میکنیم میرسیم نه به چیزی که دوست داریم. همیشه یک حس خوب یک فکر خوب به دنبال میاورد .پس حس خود را سرشار از عشق و شوق کنیم.

در زير به معرفي و توضيح قانون هاي جذب مي‌پردازيم

1- قانون علت و معلول
هر چیز به دلیلی رخ می دهد . برای هر علتی معلولی هست ، و برای هر معلولی علت یا علت های بخصوصی وجود دارد ، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید . چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد .

2- قانون ذهن
همه ی علت ها و معلول ها ذهنی هستند . افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند . افکار شما آفریننده اند . شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره ی آن بیشتر فکر می کنید .
همیشه درباره ی چیز هایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن درباره ی چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید .


3- قانون عینیت یافتن ذهنیات
دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست . کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه ی خود را در درون خود خلق کنید .
زندگی ایده آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید .

4- قانون رابطه ی مستقیم
زندگی بیرون شما بازتاب زندگی درونی شماست . بین طرز فکر و احساسات درونی شما از یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم وجود دارد .

5- قانون باور
هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل می شود . شما آنچه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید . پس باید :
- باور های محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید .
- آنها را از بین ببرید .

6- قانون ارزش ها
نحوه ی عملکرد شما همیشه با زیربنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است .
آنچه براستی ارزش هایی را که واقعا به آن اعتقاد دارید بیان می کند ادعاهای شما نیست بلکه گفته ها ، اعمال و انتخاب های شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است .

7- قانون انگیزه
هر چه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی ، خواسته ها و غرایز شما سرچشمه می گیرد . این کار ممکن است بصورت خودآگاه و ناخودآگاه انجام شود.
رمز موفقیت دو چیز است :
- تعیین اهداف و برنامه ریزی برای آنها .
- مشخص کردن انگیزه ها .

8- قانون فعالیت ذهن ناخودآگاه
ذهن ناخودآگاه شما موجب می شود همه ی گفته ها و اعمالتان مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیر بنایی شما هماهنگ است .
ذهن ناخودآگاه شما بسته به اینکه چگونه آنرا برنامه ریزی کنید می تواند شما را به پیش ببرد و یا از پیشرفت باز دارد .

9- قانون انتظارات
اگر با اعتماد به نفس انتظار وقوع چیزی را داشته باشید در جهان پیرامورتان امکان وقوع پیدا می کند .
شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می کنید و انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تاثیر می گذارد .

10- قانون تمرکز
هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید در زندگی واقعیت پیدا می کند .
هر چیزی که روی آن تمرکز کنید و مرتبا به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل می گیرد و گسترش پیدا می کند . بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که در زندگی واقعا طالب آن هستید .

11- قانون عادت
حداقل 95% از کارهایی که انجام می دهید از روی عادت است ، خواه عادت های مفید و خواه عادت های مضر .
شما می توانید عادت هایی را که موفقیتتان را تضمین می کند در خود پرورش دهید . به این صورت که تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشوند تمرین و تکرار آگاهانه و مدام آنرا ادامه دهید .

12- قانون جذب
شما مرتبا افکار ، ایده ها و موقعیت هایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب می کنید ، خواه افکار منفی خواه افکار مثبت .
شما می توانید بهتر از اینکه هستید باشید ، ثروتمند تر از اکنون باشید و توانایی های بیشتری داشته باشید چون می توانید افکار غالب خود را تغییر دهید .

13- قانون انتخاب
زندگی شما نتیجه ی انتخاب های شما تا این لحظه است .
چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید ، کنترل کامل زندگی تان و تمامی آنچه برایتان اتفاق می افتد در دست شماست .

14- قانون تفکر مثبت
 برای موفقیت و شادی در تمام جنبه های زندگی تفکر مثبت امری ضروری است .
شیوه ی تفکر شما نشان دهنده ی ارزش ها ، اعتقادات و انتظارات شماست .

15- قانون تغییر
تغییر غیر قابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژی رو به پیشرفت هدایت می شود با سرعتی غیر قابل قیاس با گذشته در حال حرکت است .
کار شما این است که استاد تغییر باشید نه قربانی آن .

16- قانون کنترل
این که تا چه حد در مورد خودتان مثبت فکر می کنید بستگی به این دارد که فکر می کنید تا چه حد زندگی تان را تحت کنترل دارید .
سلامتی ، شادی و عملکرد عالی از طریق کنترل کامل افکار ، اعمال و شرایط پیرامونتان به وجود می آید .

17- قانون مسئولیت
هر جا که هستید و هر چه که هستید بخاطر آن است که خودتان اینطور خواسته اید .
مسئولیت کامل آنچه که هستید ، آنچه که بدست آورده اید و آنچه که خواهید داشت بر عهده ی خود شماست .

18- قانون پاداش
عالم در نظم  و تعادل کامل به سر می برد . شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را می گیرید .
همیشه از همان دست که می دهید از همان دست می گیرید . اگر از عالم بیشتر دریافت می کنید به این دلیل است که بیشتر می بخشید .

19- قانون خدمت
پاداش هایی که در زندگی می گیرید با میزان خدمت شما به دیگران رابطه مستقیم دارد .
هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران کار و مطالعه کنید و توانایی های خود را افزایش دهید ، در عرصه های مختلف زندگی خود نیز پیشرفت بیشتری به دست می آورید .

20- قانون تاثیر تلاش
همه ی امیدها ، رویاها ، هدف ها و آرمان های شما در گرو سخت کوشی شماست .
هر چه بیشتر تلاش کنید ، بخت و اقبال بهتری پیدا می کنید .
هیچ راه میانبری وجود ندارد .

21- قانون آمادگی
شانس در واقع به هم پیوستن موقعیت و آمادگی است . عملکرد خوب نتیجه ی آمادگی کامل است که مراحل کسب آن اغلب از هفته ها ، ماه ها و سال ها قبل آغاز می شود .
در هر حوزه ای موفق ترین افراد آنهایی هستند که همواره در مقایسه با افراد نا موفق وقت بیشتری را صرف کسب آمادگی برای انجام کار می کنند .

22- قانون حد توانایی
هیچ وقت برای انجام همه ی کارها وقت کافی وجود ندارد ولی همیشه برای انجام مهمترین کارها وقت کافی است .
هر جه بیشتر کار کنید کارایی بیشتری پیدا می کنید . اما اگر بخواهید بیش از حد حد توانتان انجام امور مختلف را به عهده بگیرید نتیجه ای جز این نخواهد داشت که بفهمید توانایی شما برای انجام کارها حدی دارد .

23- قانون تصمیم
مصمم بودن از ویژگی های اساسی افراد موفق است .
در زندگی شما هر جهشی در جهت پیشرفت ، هنگامی حاصل می شود که در موردی تصمیم روشنی گرفته باشید .

24- قانون خلاقیت
ذهن شما می تواند به هر چیزی که برایش قابل درک باشد و آن را باور داشته باشد دست یابد .
هر نوع پیشرفتی در زندگی تان با یک ایده آغاز می شود و چون توانایی شما در خلق ایده های جدید نا محدود است آینده ی شما نیز محدودیتی نخواهد داشت .

25- قانون انعطاف پذیری
در تعیین اهداف خود قاطعیت داشته باشید ، اما در مورد روش دستیابی به آنها انعطاف پذیر باشید .
در عصر تحولات سریع ، رقابت شدید و کهنه شدن مدام همه چیز ، انعطاف پذیری و سازگاری از شرایط اساسی موفقیت است .

26- قانون استقامت
معیار ایمان به خود ، توانایی استقامت در برابر سختی ها ، شکست ها و نا امیدی هاست .
استقامت ویژگی اساسی موفقیت است . اگر شما به اندازه ی کافی استقامت کنید ، طبیعتا سرانجام موفق می شوید .

27- قانون صداقت
خوشبختی و داشتن عملکرد عالی هنگامی به سراغ شما می آید که تصمیم بگیرید هماهنگ با والاترین ارزش ها و عمیق ترین اعتقادات خود زندگی کنید .
همیشه با آن بهترین ِ بهترین ها که در درون شماست صادق باشید .

28- قانون احساس
شما در فکر کردن ، درک کردن و تصمیم گرفتن صددرصد احساسی عمل می کنید . با احساستان تصمیم می گیرید و با عقلتان توجیه می کنید .
از آنجایی که کنترل افکارتان در دست خودتان است ، خوشبختی شما نیز بستگی به میزان اراده ی شما در کنترل افکارتان دارد .

29- قانون خوشبختی
کیفیت زندگی تان را احساس شما در هر لحظه تعیین می کند و احساس شما را تفسیر شما از وقایع پیرامونتان تعیین می کند نه خود وقایع .
هرگز برای اینکه تجربه ی خوشی از دوران کودکی داشته باشید دیر نیست . کافی است گذشته را مرور کنید و روشی را که برای تفسیر تجربیات خود داشته اید تغییر دهید .

30- قانون جایگزینی
ذهن خودآگاه شما در آن واحد فقط می تواند یک فکر را در خود جای دهد ، یا مثبت یا منفی . شما می توانید با جایگزین کردن افکار مثبت به جای افکار منفی به خوشبختی دست پیدا کنید .
ذهن مانند باغی است که در آن یا گل می روید یا علف هرز .

31- قانون اظهار
هر گفته ای تاثیری به جا می گذارد . وقتی چیزی را با حالتی سرشار از احساس به خودتان می گویید ، افکار ، ایده ها و رفتارهایی هماهنگ با همان کلمات بوجود می آید .
فقط راجع به چیز هایی فکر کنید که طالب آن هستید و راجع به آنچه که طالب آن نیستید فکر نکنید .

32- قانون عکس العمل
افکار و احساسات شما تعیین کننده ی اعمال شماست و اعمال شما نیز به نوبه ی خود تعیین کننده ی افکار و احساسات شماست .
اگر برخوردی مثبت ، خوشایند و خوش بینانه داشته باشید ، فردی مثبت ، خوشایند و خوش بین خواهی شد .

33-  قانون تجسم
دنیای پیرامون شما تصویری از دنیای درون شماست . تصاویر ذهنی که به آن مشغول هستید افکار ، احساسات و رفتار شما را تحت تاثیر قرار می دهد .
هر چیزی که به روشنی و با تمام وجود تجسم کنید نهایتا در زندگی شما به واقعیت می پیوندد .

34- قانون تمرین
هر چیزی را که مرتبا تمرین کنید تبدیل به یک عادت جدید می شود . شما می توانید رویکرد ها ، توانایی ها و کیفیات خوشبختی و موفقیت را در خود بپرورانید ، به این صورت که قوانین موفقیت را برای خود آنقدر تکرار کنید تا جزئی از شخصیت شما شوند .

35- قانون تعهد
کیفیت عشق و طول مدت یک دوستی رابطه ی مستقیم با عمق تعهد هر دو نفری دارد که می خواهند با یکدیگر رابطه ی موفقی داشته باشند .
نسبت به کسانی که برایشان اهمیت زیادی قایل هستید از صمیم قلب و بی قید و شرط متعهد باشید .

36- قانون ارزش
شما همیشه به سوی کسانی که با شما ارزش ها ، باورها و اعتقادات مشترکی دارند و با آنها توافق دارید ، جذب می شوید .
عشق کور نیست .

37- قانون تفاهم
میزان تفاهم شما با هر کس بستگی به این دارد که تا چه حد ارزش ها ، رویکردها ، هدف ها و باورهای مشترکی دارید .

38- قانون ارتباطات
کیفیت روابط شما را ، کیفیت و کمیت ارتباطات شما با دیگران تعیین می کند .
ایجاد و حفظ روابط خوب نیاز به صرف وقت دارد .

39- قانون توجه
شما به چیزی توجه می کنید که آن را بسیار دوست دارید و برایش ارزش قائل هستید .
با دقت گوش کردن به دیگران باعث می شود بفهمند که شما آنها را دوست دارید و این کار باعث ایجاد اطمینان می شود ، یعنی همان چیزی که اساس یک ارتباط دوستانه است .

40- قانون عزت نفس
هر کاری که در زندگی انجام می دهید برای حفظ یا افزایش عزت نفس است . شما در کنار کسی احساس خوشبختی می کنید که باعث می شود احساس کنید فردی ارزشمند و مهم هستید .
هر چه بیشتر سعی کنید که عزت نفس را در دیگران افزایش دهید خودتان را نیز بیشتر دوست خواهید داشت و برای خودتان احترام بیشتری قائل خواهید شد .

41- قانون تلاش غیرمستقیم
در روابط با دیگران غیر مستقیم عمل کردن بیشتر باعث موفقیت می شود . برای اینکه یک دوست خوب داشته باشید باید یک دوست خوب باشید . اگر می خواهید روی دیگران تاثیر بگذارید باید شما هم از دیگران تاثیر بگیرید .
برای ایجاد و حفظ روابط دوستانه باید اول خودتان یک فرد دوست داشتنی باشید .

42- قانون تلاش معکوس
هر چه بیشتر تلاش کنید که به زور رابطه ی خوبی با دیگران ایجاد کنید کمتر موفق خواهید شد .
برای ایجاد یک رابطه ی خوب کافی است فقط راحت باشید ، خودتان باشید و از لحظاتی که با دیگران هستید لذت ببرید .

43- قانون هویت
حساسیت بیش از حد یا شخصی کردن مسائل یکی از دلایل اصلی بروز مشکل در برقراری روابط با دیگران است .
فقط از طریق غیرشخصی کردن ، جدا کردن خود از مسائل و داشتن یک نگرش عینی و واقع بینانه می توانید خوب عمل کنید و با دیگران روابط موثر برقرار سازید .

44- قانون بخشش
سلامت روانی شما دقیقا بستگی دارد به اینکه تا چه حد می توانید کسانی را که با اعمالشان به نحوی به شما آسیب رسانده اند براحتی ببخشید .
بسیاری از ناراحتی ها و بدبختی ها ناشی از ناتوانی در بخشیدن دیگران است . این عدم توانایی منجر به مقصر شمردن دیگران و احساس کینه و نفرت نسبت به آنها می شود .

45- قانون پذیرش واقعیت
مردم تغییر نمی کنند . آنها را همان طور که هستند بپذیرید. سعی نکنید دیگران را عوض کنید یا انتظار داشته باشید تغییر کنند . شما نتیجه ی نگرش خودتان را می بینید .
کلید داشتن روابط خوب با دیگران ؛ پذیرش آنها به همان صورتی است که هستند .

46- قانون کم کوشی
بشر سعی می کند آنچه را که می خواهد با کمترین تلا ش ممکن بدست آورد . همه ی پیشرفت های بشر در زمینه ی تکنولوژی در واقع راه های دستیابی به بیشترین برون داد با کمترین درون داد است .
بنابراین همه ی افراد بشر اساسا تنبلند و همواره به دنبال آسان ترین راه ممکن برای انجام کارها هستند .

47- قانون حداکثر
بشر همیشه سعی می کند در قبال صرف وقت ، پول ، تلاش یا احساس خود بیشترین نتیجه را حاصل کند . در انتخاب بین کمتر یا بیشتر ، ما همیشه بیشتر را انتخاب می کنیم .
بنابراین ، ما مردم اصولا در انجام هر کاری حریص هستیم . این ویژگی فی نفسه نه خوب است و نه بد . این فقط یک واقعیت است .

48- قانون مصلحت
شما همیشه سعی می کنید در سریعترین زمان ممکن و با آسانترین راه به هدف هایتان برسید و کمتر به عواقب این کار توجه دارید .
شما در هر کاری که انجام می دهید تمایل دارید که از روشی استفاده کنید که دردسر و مشکلات کمتری ایجاد کند .

49- قانون دوگانگی
شما برای هر کاری که انجام می دهید همیشه یکی از این دو دلیل را ارائه می دهید :
- دلیلی که درست به نظر می رسد
- دلیل واقعی
دلیلی که درست به نظر می رسد دلیلی احترام برانگیز و ظاهرا شرافتمندانه است . اما دلیل واقعی این است که راهی که انتخاب کرده اید در حال حاظر سریعترین و آسان ترین راه برای رسیدن به اهداف شماست .

50- قانون انتخاب
هر کاری که انجام می دهید بر اساس ارزش های غالب در آن لحظه است . حتی هیچ کاری نکردن هم نوعی انتخاب است .
هر جا که هستید و هر کسی که هستید به دلیل انتخاب ها و تصمیم هایی است که تا این لحظه گرفته اید .

51- قانون ارزش واقعی
ارزش هر چیز در چشم بیننده است . برای هیچ چیز ارزش از پیش تعیین شده ای وجود ندارد . میزان ارزش هر چیز بهایی است که کسی حاضر است برایش بپردازد .
کسی که حاضر است در مقایسه با دیگران بالاترین بها را برای چیزی بپردازد ارزش نهایی آنرا تعیین می کند .

52- قانون تعجیل
شما همیشه ترجیح می دهید که زودتر به آرزوهایتان برسید تا دیرتر .
به همین دلیل است که در تمام عرصه های زندگی تان بی قرار هستید .

53- قانون ارزش نهایی
تعیین کننده ی بهای اصلی هر محصول اینست که آخرین مشتری ها برای آخرین اقلام باقی مانده ی آن ، چقدر حاضرند بپردازند .

54- قانون عرضه و تقاضا
هنگامی که مقدار کالا یا مواد اولیه محدود است ، افزایش قیمت منجر به کاهش تقاضا می شود و برعکس .
تشویق باعث افزایش و تنبیه باعث کاهش می شود . در فعالیت های تولیدی ، مالیات و مقررات در حکم تنبیه عمل می کنند و در فعالیت های غیر تولیدی ، سود و مزایا به عنوان پاداش عمل می کند .

55- قانون کهن (Kohen)
همه چیز قابل بحث و مذاکره است .
چه در خرید و چه در فروش ، هر پیشنهاد قیمت یا شرایطی از سوی یکی از طرفین معامله در صورتی بهترین پیشنهاد است که بازار ، آنرا بپذیرد .
همیشه برای رسیدن به قیمت بهتر صحبت کنید .

56- قانون داوسن (Davson)
اگر بدانید چگونه به بهترین نحو وارد مذاکره شوید ، همیشه می توانید معامله ی بهتری انجام دهید .
همیشه بیشتر از آنچه در نظر دارید مطالبه کنید . هرگز اولین قیمت پیشنهادی را نپذیرید . عجله نکنید و سپس قیمت بهتری را درخواست کنید .

57- قانون تعیین مهلت
تعیین مهلت یکی از جنبه های ضروری معامله است . هرگاه پیشنهادی می دهید ، برای رد یا قبول آن مهلتی تعیین کنید .
اما اگر طرف مقابل برای شما مهلتی تعیین کند ، کافی است بگویید : " اگر فقط همین قدر وقت دارم جواب من منفی است " .

58- قانون شرایط پرداخت
شرایط پرداخت یک معامله از سایر شرایط ، حتی از قیمت مهمتر است .
شما معمولا می توانید هر قیمتی را بپذیرید اگر شرایط پرداخت مطلوب باشد .

59- قانون آمادگی
80% موفقیت در معاملات بستگی به این دارد که تا چه حد از قبل خود را آماده کنید .
قبل از معامله حتما اطلاعات لازم را جمع آوری کنید ، کارهای مقدماتی را انجام دهید و از صحت فرضیات خود اطمینان حاصل کنید .

60- قانون جابجایی
قبل از معامله خود را به جای طرف مقابل بگذارید و پیش بینی کنید که او قصد دارد چگونه معامله را پیش ببرد .
هنگامی که از موقعیت طرف مقابل درک درستی پیدا کردید ، بهتر خواهید توانست معامله را به نفع خود به انجام برسانید .

61- قانون اشتیاق
از طرفین معامله ، آنکه از خود اشتیاق بیشتری نشان می دهد امکان کمتری برای بدست آوردن بهترین قیمت دارد .
شما تنها در صورتی می توانید معامله را انجام دهید که بتوانید در صورت نامطلوب بودن قیمت از خیر معامله بگذرید .

62- قانون عمل متقابل
مردم ذاتا عادل هستند و حاضرند در مقابل لطفی که به آنها می کنید متقابلا پاداش شما را بدهند .
در معامله با دادن امتیازات کوچک می توانید در عوض امتیازات بزرگتری بدست آورید .

63- قانون عدم ختم معامله
هیچ معامله ای تمام شده نیست . اگر اطلاعات جدیدی بدست آوردید که باعث شد از شرایط معامله راضی نباشید از طرف دیگر معامله بررسی مجدد شرایط را تقاضا کنید .

64- قانون وفور نعمت
ما در جهانی سرشار از نعمت زندگی می کنیم ، جهانی که در آن گنجینه ی عظیمی از ثروت برای تمام کسانی که طالب آن هستند وجود دارد .
برای دستیابی به استقلال مالی همین امروز برای افزایش ثروت خود تصمیم بگیرید و سپس همان کاری را انجام دهید که دیگران پیش از شما برای رسیدن به همین هدف انجام داده اند .

65- قانون معاوضه
پول وسیله ی معاوضه ی خدمات و تولیدات یک نفر است با خدمات و تولیدات شخص دیگر .
میزان درآمد شما در هر زمان بازتاب ارزشی است که دیگران برای کار شما قائل هستند .

66- قانون سرمایه
سرمایه عبارت از دارایی هایی است که می توان برای تولید پول نقد از آن استفاده کرد . باارزش ترین دارایی شما توانایی کسب درآمد است .
منابع جسمانی ، ذهنی و عقلانی شما که مرتبا در حال رشد و تغییر است سرمایه ی شخصی شماست .

67- قانون پس انداز
همیشه اول از همه حق خودتان را بدهید . آزادی مالی از آن کسانی است که همیشه حداقل ده درصد از درآمد خودرا پس انداز می کنند .
اگر نمی توانید پول پس انداز کنید ، استعداد ثروتمند شدن ندارید .

68- قانون نگهداری
اینکه چقدر درآمد داریم مهم نیست ، بلکه نکته ی مهم اینست که چه مقدار از آن را می توانید نگه دارید .
افراد موفق وقتی که درآمد خوبی دارند پس انداز می کنند و در نتیجه وقتی درآمد کمی دارند پشت گرمی مالی دارند.

69- قانون پارکینسون
مخارج معمولا آنقدر افزایش پیدا می کند تا اینکه به میزان درآمد برسد.به همین دلیل است که اکثر مردم هنگام بازنشستگی فقیر هستند.
برای اینکه ثروتمند شوید باید مخارجتان کمتر از درآمدتان باشد و باقیمانده را پس انداز کنید.

70- قانون سرمایه گذاری
قبل از سرمایه گذاری تحقیقات لازم را به عمل آورید.هنگامی که مشغول انجام تحقیقات مقدماتی برای سرمایه گذاری هستید وقت کافی صرف این کار کنید،
درست همانطور که پس از سرمایه گذاری برای پول درآوردن وقت صرف می کنید.
هرگز خود را بطور ناگهانی درگیر یک سرمایه گذاری غیر قابل برگشت نکنید.

71- قانون بهره ی مرکب
جمع آوری پول و افزایش دادن آن از طریق بهره ی مرکب، که هم به اصل سرمایه و هم به سود آن تعلق می گیرد، شما را ثروتمند می کند.
رمز دست یابی به استقلال مالی از طریق پس انداز این است که پول را کنار بگذارید و هرگز به هیچ دلیلی به آن دست نزنید.

72- قانون برآیند
موفقیت مالی بزرگ برآیند صدها، بلکه هزارها، تلاش کوچک است که ممکن است هرگز توسط کسی دیده یا تحسین نشده باشد.
برای ثروتمند شدن هیچ راه سریع یا آسانی وجود ندارد.

73- قانون جذب
جمع آوری پول موجب می شود که پول بیشتری به سوی شما جذب شود.
در حین جمع آوری پول ، تفکر مثبت در مورد آن شما را تبدیل به چیزی شبیه آهن ربا می کند، با این تفاوت که شما پول را به سوی خود جذب می کنید.
 
74- قانون اشتیاق
برای ثروتمند شدن باید اشتیاق شدیدی برای این کار داشته باشید . اشتیاقی اندک یا علاقه ای مختصر کافی نیست.
شدت علاقه ی خود را می توانید با مشاهده ی فعالیتهای خود بسنجید . آیا این فعالیتها با ثروتمند شدن هماهنگی دارد یا نه؟

75- قانون هدف
قطعیت هدف نقطه ی آغاز ثروتمند شدن است. برای ثروتمند شدن باید تصمیم بگیرید که دقیقا چه می خواهید. آن را یادداشت کنید و سپس برای دست یابی
به آن برنامه ریزی کنید . تمام مردمان موفق افکارشان را روی کاغذ می آورند.

76- قانون ثروتمند کردن
تمام ثروت های پایدار از طریق ثروتمند کردن دیگران از راه های مختلف بوجود می آید.
هر چه بیشتر تمرین کنید که در بالا بردن کیفیت زندگی دیگران سهیم شوید ثروتمند شدن شما بیشتر تضمین می شود.

77- قانون کارآفرینی
مطمئن ترین راه برای ثروتمند شدن این است که کار موفقی را برای خود طرح ریزی کنید و به مرحله ی اجرا درآورید . هیچکس با کار کردن برای دیگران ثروتمند
نمی شود. تولیدات یا خدمات شما کافی است تنها ده درصد بهتر از رقیبانتان باشد تا راه را برای ثروتمند شدن شما هموار کند.

78- قانون خودساختگی
بهترین و مطمئن ترین راه برای راه اندازی یک کار جدید این است که بدون سرمایه یا با مقدار اندک شروع کنید ، و سپس مرحله به مرحله با استفاده از سود
حاصله پیش بروید. کسانی که با پول خیلی کم شروع می کنند در مقایسه با کسانی که با پول خیلی زیاد شروع می کنند احتمال موفقیت بیشتری دارند.

79- قانون آمادگی برای شکست
آمادگی شما برای شکست خوردن ، تنها معیار واقعی تمایل شما برای ثروتمند شدن است.
شکست پیش نیاز موفقیت بزرگ است . اگر می خواهید سریع تر موفق شوید آمادگی شکست خود را دو برابر کنید.

80- قانون ریسک
در هر کاری ، بین میزان ریسک پذیری و احتمال شکست رابطه ی مستقیم وجود دارد.
کارآفرینان موفق کسانی هستند که برای سود بیشتر خطرات کار را تجزیه تحلیل می کنند و به حداقل می رسانند.

81- قانون خوش بینی نابجا
خوش بینی بیش از حد مانند شمشیر دو دم است که میتواند هم به شکست و هم به موفقیت منجر شود.
در تجارت ، هر کاری دو برابر آنچه فکر می کنید هزینه دارد و سه برابر مدت زمانی که پیش بینی می کنید به طول می انجامد.

82- قانون ثبات قدم
اگر در راه ثروتمند شدن به اندازه ی کافی ثبات قدم داشته باشید، بدون تردید موفق خواهید شد.
موانعی که در حین کار ظاهر می شود پلکان موفقیت شما است به شرط آنکه از هر ناامیدی و شکستی درس بگیرید.

83- قانون هدف تجارت
هدف اساسی تجارت پیدا کردن و حفظ مشتری است و در هر تجارتی کلیه ی فعالیتها باید بر این هدف متمرکز باشد.
سود نتیجه ی پیدا کردن و حفظ مشتری با روشی مقرون به صرفه است.

84- قانون سازمان
یک موسسه ی تجاری مرکب از گروهی از افراد است که برای تنها هدف خود که همان پیدا کردن و حفظ مشتری است تشکیل شده است .
وجود هر کدام از کارکنان باید برای انجام وظایف موسسه ضروری باشد.

85- قانون رضایت مشتری
در تجارت هر کسی مشغول حفظ رضایت مشتری است و همیشه حق با مشتری است.
مشغولیت ذهنی تاجران موفق ارائه ی خدمات بهتر به مشتری است.

86- قانون مشتری
مشتری همیشه به دنبال بهترین و بیشترین است با پایین ترین قیمت ممکن.
یک برنامه ریزی خوب تجاری ایجاب می کند که شما همواره به منافع شخصی مشتری توجه و بر آن تاکید داشته باشید.

87- قانون کیفیت
کیفیت آن چیزی است که مشتری می گوید و مشتری است که در مورد ارزش کالا یا خدمات تصمیم می گیرد.
توانایی شما در افزودن ارزش به محصولات و یا خدمات خود تعیین کننده ی موفقیت شما در بازار است.

88- قانون کهنگی
هر چیزی که مورد استفاده قرار گیرد کهنه خواهد شد.
محصولات یا خدمات امروز بدلیل تکنولوژی پویا و رقابت از همان ابتدا در فرآیند کهنه شدن قرار می گیرد.
معجزه ی جدید یا محصول جدید شما که قرار است به بازار بیاید چیست؟

89- قانون ابتکار
برای شروع راه موفقیت ، داشتن یک ایده ی خوب تنها چیزی است که به آن نیاز دارید.
پیشرفت در تجارت نتیجه ی یافتن راههای سریع تر ، ارزان تر ، بهتر و آسانتر برای انجام یک کار است.

90- قانون عوامل ضروری موفقیت
هر کار یا تجارتی بیش از پنج تا هشت عامل ضروری برای موفقیت ندارد . این عوامل، تعیین کننده ی چگونگی عملکرد شما هستند. 
کارهایی را که منجر به موفقیت یا شکست شما می شوند تعیین کنید و سپس با بهره گیری از این اطلاعات ، برای داشتن عملکرد بهتر در هر زمینه برنامه ریزی کنید.

91- قانون بازار
قیمت واقعی هر کالا بهایی است که مشتری حاضر است برای آن کالا در بازار آزاد و رقابتی ، که در آن سایر کالاهای مشابه نیز وجود دارد ، بپردازد .
همیشه حق با بازار است .

92- قانون تخصصی کردن
برای موفقیت در تجارت ، باید ابتدا محصول یا خدمات بخصوصی را انتخاب کنید و سپس تمام توانایی خود را برای انجام کار با بهترین روش به کار گیرید .
یکی از دلایل اصلی شکست در تجارب غیر تخصصی کار کردن است .

93- قانون تمایز
در یک بازار رقابتی ، محصولات یا خدمات برای کسب موفقیت باید در نوع خود ویژگی منحصر به فردی داشته باشند تا از سایر محصولات و خدمات مشابه متمایز گردند .
برای رقابت در بازار ، برتری کالای شما باید قابل توجه و قابل تبلیغ کردن باشد و چیزی باشد که بازار حاضر باشد به خاطر آن پول پرداخت کند .

94- قانون تعیین خریدار
موفقیت در تجارت در گرو تعیین گروه هایی است که در بازار ، خریدار تولیدات یا خدمات شما هستند .
- مشتریان شما دقیقا چه کسانی هستند ؟
- کجا هستند ؟
- علت خرید آنها چیست ؟

95- قانون تمرکز بازار
موفقیت در بازار در گرو تمرکز کامل بر روی مشتریان بخصوصی است که می توانند از ویژگی های خاص کالا یا خدمتی که ارائه می دهید بیشترین استفاده را ببرند .
تعیین و متمرکز کردن تلاش هایتان روی این گروه خاص و اصلی ، رمز سوددهی است .

96- قانون برتری
بازار تنها برای عملکرد برتر ، تولیدات برتر یا خدمات برتر بهای عالی می پردازد .
اولین کار در مدیریت ، تعیین و بهبود بخشیدن به حوزه ای است که می توانید در آن برتر باشید .

97- قانون احتمالات
هر رخدادی به میزان معینی احتمال وقوع دارد . برای افزایش احتمال وقوع رخداد مورد نظر خود ، تعداد موارد را افزایش دهید .
هر چقدر کارهای بیشتری را به دفعات بیشتر امتحان کنید ، احتمال موفقیت شما نیز بیشتر می شود .

98- قانون وضوح اهداف
هر چقدر با وضوح بیشتری بدانید که چه می خواهید و حاضرید چه اقداماتی برای دستیابی به آن انجام دهید احتمال موفق شدن و رسیدن به آنچه می خواهید بیشتر می شود .
روشن بودن اهداف مورد نظر مانند مغناطیسی عمل می کند که اقبال را به سوی شما می کشد .

99- قانون جذب
شما در زندگی ، افراد ، ایده ها و موقعیت هایی را به سوی خود جذب می کنید که با افکار غالب شما هماهنگ هستند .
هنگامی که اهداف شما از مغناطیس اشتیاق شما سر شار شد به چیزی دست پیدا می کنید که مردم به آن شـــانس می گویند .

100-  قانون توقعات
اگر مدام توقع داشته باشید که اتفاقات خوب برایتان رخ دهد ، میزان شانس خود را در زندگی افزایش می دهید .
هر روزتان را ا این جمله آغاز کنید : " می دانم امروز یک اتفاق عالی برایم می افتد . "

101- قانون فرصت
بهترین فرصت ها اغلب در معمولی ترین موقعیت های پیرامون شماست .
بزرگترین فرصت شما ، به احتمال زیاد درست پیش پای شماست ، در کار ، حرفه ، تحصیل ، تجربه یا علایق فعلی شما .

102- قانون قابلیت
شانس هنگامی رخ می دهد که آمادگی و موقعیت در یک جا جمع شود .
در هر زمینه ای ، هر چقدر توانایی های بیشتری داشته باشید و آنها را بیشتر پرورش دهید شانس رسیدن به موقعیت های مطلوب نیز برای شما بیشتر می شود .

103- قانون دانش
در هر زمینه ای ، شخصی که دانش و مهارت گسترده تری داشته باشد شانس موفقیت بیشتری نسبت به دیگران دارد .
دانش و مهارت گسترده ، فرد را آگاه ساخته و از چند و چون اوضاع با خبر می کند و در نتیجه فرصت هایش را افزایش می دهد .

104- قانون پیش فرض ها
پیش فرض های نادرست ریشه ی شکست ها هستند . شهامت محک زدن پیش فرض های خود را داشته باشید .
پذیرش اینکه احتمال دارد پیش فرضتان اشتباه باشد ، راه را برای یافتن پیش فرض های جدید و دگرگونی های لازم باز می کند ، چیزهایی که در غیر این صورت بدست نخواهید آورد .

105- قانون وقت شناسی
وقت شناسی همه چیز است . اگر آمادگی لازم را در خود ایجاد کنید ، زمان مناسب برای شما فرا خواهد رسید .
" در دریای پر تلاطم زندگی ، همیشه می توان موجی را یافت که اگر با آن حرکت کنید شما را به ساحل خوشبختی می رساند ." (ویلیام شکسپیر )

106- قانون انرژی
هر چقدر انرژی و اشتیاق بیشتری داشته باشید ، احتمال اینکه موقعیت مناسب را تشخیص دهید و از آن استفاده کنید بیشتر می شود .
بهترین ایده ها و افکار خلاق بعد از مدتی استراحت و آرامش بدست می آید .

107- قانون روابط
هر چه افراد بیشتری را بشناسید که دید مثبتی نسبت به شما دارند موقعیت های بهتری به دست خواهید آورد .
افرادی که شما را دوست دارند به شما ایده های جدیدی می دهند و راه موفقیت را برای شما باز می کنند .

108- قانون درک دیگران
وقتی از دید فرد دیگری به موقعیتی نگاه کنید ، اغلب اوقات به ایده و راه حل هایی دست پیدا می کنید که قبلا به آنها پی نبرده بودید .
مرتب از خودتان بپرسید که مردم به چه نیاز دارند و چه می خواهند و شما چطور می توانید نیازها و خواسته های آنها را برآورده کنید .

109- قانون رشد
اگر در حال رشد فکری نیستید پس دارید در جا می زنید . اگر روز به روز بهتر نمی شوید پس دارید بدتر می شوید .
یادگیری دائمی و رشد مداوم فکری را جزئی از برنامه ی روزانه ی زندگی خود قرار دهید .

110- قانون تکرار
تمرین و تکرار بهای بدست آوردن مهارت است . چیزی را که مدام و مرتب تکرار می کنید به صورت یک عادت جدید ذهنی و عملی در می آید .
رشد فکری و احساس رضایت و خشنودی نتیجه ی کنار گذاشتن عادت های گذشته و جایگزین کردن تمرین ها و عادت های جدید است .

111- قانون پشتکار
یک زندگی خوب و درخشان مجموعه ای از هزاران تلاش و ایثاری است که هیچ کس از آن باخبر نیست .
" مردان بزرگ از ارتفاعاتی که فتح کرده اند حفاظت می کنند ، جاهایی که یک شبه به آن نرسیده اند . اما هنگام شب در حالی که همراهانشان خفته اند باز هم به تلاش خود برای پیشروی ادامه می دهند ." ( هنری وادزورث لانگفلو )

112- قانون خودشکوفایی
شما می توانید هر چه را که برای رسیدن به اهداف تعیین شده ی خود به آن نیاز دارید بیاموزید .
آنهایی که می آموزند توانا هستند .

113- قانون استعدادها
در درونتان مجموعه ای از استعدادها و توانایی ها نهفته است که اگر درست شناسایی و به کار گرفته شوند شما را قادر می سازند تا به هر هدفی که در نظر دارید برسید .
از چه قسمت هایی از کارتان بیشتر لذت می برید و آنها را خیلی خوب انجام می دهید ؟ این سوال بهترین راهنما برای یافتن استعدادهای واقعی شماست .

114- قانون کمال
موفقیت و خوشبختی هنگامی بدست می آید که کاری که از نجام آن لذت می برید ، بی عیب و نقص انجام می دهید .
" تعیین کننده ی کیفیت زندگی شما این است که تا چه حد به  کمال در زندگی اهمیت می دهید و برای رسیدن به آن تا چه اندازه خود را مسئول و متعهد می دانید ." ( وینس لمباردی - مربی فوتبال )

115- قانون موقعیت
مشکلات مانع کار نیستند بلکه معلم ما هستند . در درون هر مشکلی بذر سود یا موقعیتی نهفته است ، برابر یا بیشتر از سود حاصل از  انجام کار مورد نظر .
در راه موفقیت مشکلات را تبدیل به پله های صعود کنید .

116- قانون شهامت
وجود شهامتی سنجیده و حساب شده برای دستیابی به موفقیت ضروری است . ترس بزرگترین مانع رسیدن به هدف است .
رویارویی با ترس های خود را جزئی از عادت هایتان کنید و در هر شرایطی این کار را انجام دهید .

117- قانون سخت کوشی
موفقیت ها و دستیابی به اهداف با سخت کوشی بدست می آید .هنگامی که شک دارید موفق می شوید یا نه ، سخت تر تلاش کنید و اگر به نتیجه نرسیدید باز هم بیشتر تلاش کنید .
هنگامی که مشغول کار هستید ، تمام مدت کار کنید و وقت تلف نکنید .

118- قانون بخشندگی
هر چه بیشتر ، بدون انتظار پاداش ، به دیگران خدمت کنید ، خیر و نیکی بیشتری به شما می رسد ، آن هم از جاهایی که اصلا انتظار ندارید .
شما تنها در صورتی حقیقتا خوشبخت خواهید بود که احساس کنید به دلیل خدمت به دیگران انسان با ارزشی هستید .

119- قانون پذیرش
اینکه چطور با خودتان حرف می زنید ، حداقل 95% از فکر و احساس شما را مشخص می کند . ذهن ناخودآگاه گفته های درونی شما را به عنوان دستور می پذیرد .
همواره با خودتان گفتگوهای مثبت ، سودمند و موثر داشته باشید ، حتی هنگامی که احساس خوبی ندارید .

120- قانون خوش بینی
نحوه ی تفسیر و توجیه تجربیاتتان ، تفکرات و احساسات شما را شکل می دهد .
اگر عادت کنید در هر موقعیتی به دنبال یافتن نقاط مثبت باشید موفق خواهید شد که یک نگرش فکری مثبت را برای خود پایه ریزی کنید و سرانجام هیچ چیز نمی تواند سد راهتان شود
نوشته شده توسط مجید  در ساعت 19:33 | لینک  | 

این راز هر چیزی را که آرزو دارید به شما می دهد . "شادی، سلامت و ثروت و ...". شما می توانید هر چیزی که می خواهید داشته باشید یا انجام بدهید. می تونید هرچیزی را که انتخاب می کنید،  داشته باشید...مهم نیست چقدر بزرگ باشه... در چه خانه ای دوست دارید زندگی کنید؟؟ دوست دارید میلیونر باشید؟؟ چه چیزی را واقعا می خواهید ؟؟

مهم دانستن روش به کار گیری این رازه

 این راز جواب تمام چیز هایی است که تا کنون بوده ایم...تمام چیز هایی که هست و تمام آن چیزی که روزی خواهد بود...

 مهم نیست شما کجا باشید ... همه ی ما با یک نیرو کار می کنیم. یک قانون، و آن "جاذبه است".... تمام چیز هایی که وارد زندگیتان می شود خودتان جذب می کنید... و این ها به وسیله ی واقعیت های ذاتی که شما در ذهنتان دارید به طرف شما جذب می شوند. در واقع تمام چیز هایی که در ذهنتان می گذرد را شما به سمت خودتان جذب می کنید....

حضرت رسول (ص) : خدا را بخوانید و به اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید كه خداوند دعارا از قلب غافل بی خبر نمی پذیرد *.

قانون جاذبه می گوید به هر چیزی که فکر می کنید ، آن چیز به سمت شما جذب می شود. در واقع تمام چیزی هایی که در ذهن شما می گذرد را شما به سمت خودتان جذب می کنید. "ساده ترین ذهنیتی که می توان از قانون جاذبه داشت ، این است که خودتان را به شکل یک آهن ربا فرض کنید." نقش هر کسی به عنوان یک انسان ، پایبندی به افکارخود در مورد چیز هایی است که می خواهد و باید در ذهنتان مشخص کنید که چه چیزی می خواهید... شما چیزی را که بیشتر به آن فکر می کنید جذب می کنید . این اصل را می توان به صورت خلاصه در 3 عبارت ساده بیان کرد:  1-افکار 2- تبدیل می شوند به  3-اجسام. چیزی که بیشتر مردم از آن اطلاع ندارند. این است که هر فکر برد خاص خودش را دارد. به همین خاطر اگر یک فکر را بار ها و بار ها در ذهنتان بیاورید مثل  تاسیس یک شرکت، و یا پیدا کردن نیمه ی گمشده تون و .... آن موقع شما دارید آن امواج فکری را به صورت پیوسته منتشر می کنید. خودتان را ببینید که در وفور نعمت زندگی می کنید...آن وقت است که جذبش می کنید. اما مشکل اینجاست::::::::  

بیشتر مردم به این فکر می کنند که چه چیز هایی را نمی خواهند و تعجب می کنند که چرا برایشان بار ها و بار ها رخ می دهد. در واقع قانون جاذبه هیچ اهمیتی نمی دهد که شما چه چیزی را خوب و چه چیزی را بد به ذهنتان می آورید... و این که شما آن چیر را می خواهید یا نمی خواهید .  جاذبه به افکار شما پاسخ می دهد... پس : اگر شما یک جا نشسته اید و به کوهی از بدهکاری ها نگاه می کنید ، و احساس بسیار بدی دارید ، این همان سیگنالی است که دارید به کاینات عرضه می دارید . و این چیزی است که بیشر بدست خواهید آورد. در موقعی که در ذهنتان چیزی را نمی خواهید و در درونتان فریاد عقب راندن آن چیز را می زنید ، در واقع آن را عقب نمی رانید ! بلکه آن را به سمت خود می کشید...  و قانون جاذبه که قدرتمند ترین قانون کاینات است ، به فکر شما پاسخ خواهد داد....  پس آن چیزی که شما را به طرف خودتان جذب می کنید افکار برجسته هستند چه آگاهانه باشه و چه ناخودآگاهانه ...  قانون جاذبه همه جا پیرامون شما وجود دارد.  تنها باید آن را بشناسید. بیشتر مواقع وقتی مردم این راز بزرگ را درک می کنند ، به خاطر افکار منفی که دارند ، وحشت وجودشان را فرا می گیرد .

"قانون جاذبه درواقع هر چیزی را که فکر می کنید ، به شما می دهد... در واقع شما اگر به چیزی که نمی خواهید! فکر کنید ، قانون جاذبه چیزی بیشتر از آن چیز را به شما می دهد"

اما امروزه به صورت علمی ثابت شده که یک فکر مثبت  صد ها بار قوی تر از یک فکر منفی است . پس همین تا حدودی می تواند آن نگرانی را برطرف سازد . خب پس باید سعی کنید که از افکارتان آگاهی داشته باشید . وظیفه ما چگونگی رسیدن به خواسته نیست، وظیفه ما فقط خواستن از ته دل است، كاینات خودش چگونگی آن را برای‌مان فراهم می‌سازد. فقط ایمان داشته باشید كه رسیدن به آن‌ها برای شما امكان‌پذیر است و شما لیاقتش را دارید. علاوه بر تجسم آن را احساس كنید و از آن لذت ببرید و شكر گزارش باشید. جك كانفلید (نویسنده): انسان همان چیزی می‌شود كه به آن می‌اندیشد. با ناخواسته‌های خود نجنگید، چرا كه قوی‌تر و بزرگ‌تر می‌شوند. با این كار تمام تمركز خود را بر روی چیزهایی كه نمی‌خواهیم، می‌گذاریم و ناخواسته‌ها را به سوی خود جذب می‌كنیم.

اما... همیشه در نظر داشته باشید نیرویی مافوق همه نیروها و قدرت ها وجود دارد وآن وجود خداوند متعال و مهربان است که همه امور براساس حکمت و مشیت او اتفاق می افتد. البته تلاش ما نیز ستودنی است. اما باید یاد بگیریم تا در کنار درخواست، آرزو ، دعا و افکار مثبت به خواست او راضی بوده و از مصلحت خواهی او خرسند و بابت تمامی داشته هایمان شکرگذار باشیم.

نوشته شده توسط مجید  در ساعت 19:29 | لینک  | 

بسیاری از سخنرانان موفقیت به خصوص در حوزه قانون جذب نظیر ایسترهیکس نظریه جالبی دارند. آن ها می گویند اگر انسان بتواند فقط 18 ثانیه روی چیزی که واقعاً می خواهد تمرکز کند یک زنگ بزرگ در کاینات به صدا درمی آید که توجه کل هستی را به سمت این شخص جلب می کند. اگر این 18 ثانیه بتواند تا 68 ثانیه ادامه یابد دیگر کار تمام است و کل هستی به تکاپو می افتد تا برای فکر متمرکز شده یک راه حل پیدا کند. اگر آرزوست برآورده اش کند و اگر سوال است برایش جوابی بیابد.

در نگاه اول شاید این عدد 68 ثانیه خیلی کم و ناچیز به نظر برسد. 68 ثانیه یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و بسیاری از افراد می گویند که تمرکز به مدت 68 ثانیه هیچ کاری ندارد؟ خوب آیا شما هم همین طور فکر می کنید؟ بسیار عالی است! امتحان کنید خواهید دید که هنوز 18 ثانیه اول رد نشده فکرتان منحرف می شود. ایده ای جدید بلافاصله از اعماق افکارتان ظاهر می شود و نجوا گر درونی تان به سخن می آید که جدی نگیر و دست از این بازی ها بردار و به مسایل مهم تر زندگی بپرداز .

ما عادت کرده ایم و در حقیقت عادت داده شدهایم که بدون فکر و براساس عادت زندگی کنیم. ما صبح که از خواب برمی خیزیم بدون این که فقط 68 ثانیه برای کارهای روزانه وقت بگذاریم شروع می کنیم به خوردن صبحانه و سرکار رفتن. بدون این که 68 ثانیه مستمر ناقابل برای ارزیابی کارهای مان وقت بگذاریم. اسب سرکش ذهن را به این سو و آن سو می تازانیم تا ظهر شود و ناهاری بخوریم و استراحتی و بعد دوباره کار و سپس شب و دور هم جمع شدن و تلویزیون دیدن و بعد خوابیدن. هر ساعت شصت دقیقه است و شبانه روز شامل بیست و چهار تا شصت دقیقه یعنی هزار و چهارصد و چهل دقیقه است اما ما خیلی مواقع در این 1440 دقیقه شبانه روزمان نمی توانیم 68 ثانیه روی یک موضوع خاص فکرمان را تمرکز کنیم!! به راستی این فکر پرجست و خیز که نمی تواند 68 ثانیه آرام بگیرد به چه دردی می خورد!

فکر پریشان و ناآرام چیزی جر بی قراری و آشفتگی به همراه ندارد. پیر و جوان و زن و مرد هم نمی شناسد. فکری که نتواند آرام گیرد و چند لحظه ای روی موضوعی که صاحب فکر صلاح می داند متمرکز شود، مطمئناً به هنگام نیاز و بحران که تمرکز بیشتر لازم است، کارآیی ندارد و فلج می شود. باید همین الان هر کاری که داریم زمین بگذاریم و به سراغ ذهن ناآرام خود برویم و 68 ثانیه آن را مهار کنیم. 68 ثانیه به شرایطی که الان در آن قرار داریم بیندیشیم. 68 ثانیه بعد به این که واقعاً در زندگی چه می خواهیم فکر کنیم. 68 ثانیه بعد به خوشبختی های خودمان بیندیشیم و 68 ثانیه دیگر به این فکر کنیم که چه قدر آرام می شویم وقتی روی مشکلات زندگی خودمان با آرامش فکر می کنیم.

کاینات بیرون از بدن ما گوش به فرمان ماست تا هر چه را می خواهیم به او ابلاغ کنیم. اما به یک شرط و آن این است که موقع دستور دادن این طرف و آن طرف نپریم. 68 ثانیه یک جا بایستیم و صریح و شفاف بگوییم چه می خواهیم. آن وقت می توانیم کناری بنشینیم و معجزه عدد 68 را در زندگی خود ببینیم.
نوشته شده توسط مجید  در ساعت 19:23 | لینک  | 

قانون جذب یا قانون  یقین چیست؟

مقدمه

به جملات ، ضرب المثل ها و شعرهای زیر دقت کنید و ببینید آیا می توانید پیام پنهان در آنها را دریابید:

 

دوش بامن گفت پنهان کاردانی تیز هوش

وزشما پنهان نشاید کرد سرمی فروش

گفت آسان گیر برخود کارهاکز روی طبع

سخت می گیردجهان برمردمان سخت کوش

 

شعر بالا از حافظ است و بخصوص بیت دوم بیشتر مورد نظر ماست. معنای ظاهری و ساده این بیت می شود:

دنیا و هستی از روی طبیعت و ذات خود برای کسانی که آن را سخت و پیچیده فرض می کنند سختی و پیچیدگی بیشتری فراهم می سازد و برای آنها که امورات را ساده و حل شدنی و قابل عبور فرض می کنند شرایطی ساده و فارغ از هر گونه پیچیدگی و سختی مهیا می سازد.

یعنی هر طوری که با عالم و کاینات برخورد کنی همانطور جواب می گیری!

همینطور به جملات و مثل های زیر دقت کنید:

بخند تا دنیا به رویت بخندد!

مار از پونه بدش می آید ، در لانه اش سبز می شود!

کبوتر با کبوتر ، باز با باز -  کند همجنس با همجنس پرواز

درخت از ریشه اش آب می خورد آدمیزاد از باطنش

 

همینطور از حضرت علی (ع) نقل شده است که:

در امور زندگی خود تفكر كن،آرام باش، توكل كن و  سپس آستين ها را بالا بزن؛

خواهي ديد كه خداوند زودتر از تو دست به كار شده است.

و مولانا می گوید:

پس زبان همدلی خود دیگر است

همدلی از همزبانی خوش تر است

 

و از همه زیباتر در قرآن کتاب مقدس مسلمانان آمده است:

و قال ربکم ادعونی استجب لکم

پروردگار شما گفته است : مرا بخوانید تا خواسته هایتان را اجابت کنم و برآورده نمایم .

و در حدیث قدسی آمده است که خداوند می فرماید:

هر کس یک وجب به سوی من آید یک گام به سوی اوخواهم رفت و هرکس گامی به سوی من آید، دو گام به سویش برخواهم داشت و هر کس آهسته به سویم آید، شتابان به جانبش خواهم رفت.

اکنون دوباره جملات  بالا را یکبار دیگر بخوانید و ببینید آیا می توانید آن نکته ظریف و طلایی پنهان در لابلای این جملات را پیدا کنید؟

آنچه از این جملات دریافتید همان  قانون جذب یا قانون یقین است.  قانون جذب می گوید:

وقتی به چیزی فکر می کنی ، چه آن چیز را بخواهی و چه نخواهی ، همین فکر کردن وهمین  تمرکزکردن روی آن چیز باعث می شود که بلافاصله در بخشی از کاینات آن چیز واقعی شود!

این یعنی ما انسان ها در درونمان از یک قابلیتی برخورداریم به نام قدرت تبدیل فکر و نیت به اشیا و اتفاقای حقیقی و واقعی و فیزیکی!

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجید  در ساعت 19:19 | لینک  | 

 :
امشب در نهج البلاغه به چیز زیبایی برخوردم. در نامه ی 31( نامه ی امام علی (ع) به فرزندش امام حسن (ع) ) بسیار زیبا به قانون جذب اشاره شده است که خواستم آن را با شما در میان بگزارم. در این خطبه این گونه نوشته شده است که: بدان خدایی که گنج های آسمان و زمین در دست اوست، به تو اجازه ی درخواست داده، و برآورده کردن آن را به عهده گرفته است . تو را دستور داده که از او بخواهی تا ببخشاید. درخواست رحمت کنی تا ببخشاید و خداوند میان تو و خودش کسی را نگذاشته است تا حجاب و فاصله پدید آورد. و از گنجینه های رحمت او چیزهایی را درخواست کن که جز او کسی نمی تواند ببخشاید، مانند: عمر بیشتر، تندرستی بدن و گشایش در روزی. سپس خداوند کلیدهای گنجینه های خود را در دست تو گذاشته است که به تو اجازه ی دعا کردن داد، پس هرگاه خواستی می توانی با نیایش، درهای نعمت خدا را بگشایی، تا باران رحمت الهی بر تو ببارد. هرگز از تاخیر (دیر شدن) برآورده شدن نیاز، نا امید مباش، زیرا بخشش الهی به اندازه ی نیت است. گاه، در برآورده شدن نیاز دیرتر می گردد تا پاداش درخواست کننده بیشتر و جزای آرزومند کامل تر شود، گاهی درخواست می کنی اما پاسخ داده نمی شود، زیرا بهتر از آنچه خواستی یا در وقت مشخص به تو خواهد بخشید، یا برای بخشش بهتر از آنچه خواستی، درخواست برآورده نمی شود، چه بسا خواسته هایی داری که اگر داده شود مایه ی هلاکت دین تو خواهد بود، پس خواسته های تو، به گونه ای باشد که جمال و زیبایی تو را تامین و رنج و سختی را از تو دور کند، پس نه مال دنیا برای تو پایدار و نه تو برای مال دنیا خواهی ماند.
 
نوشته شده توسط مجید  در ساعت 19:14 | لینک  | 

مطلبی که می نویسم یک برداشت از قانون جذب یا جاذبه است و ممکن است  این قانون را  به روش های دیگر هم بتوان  تعریف کرد . 

 

در پست های قبلی در مورد تاثیر تصاویر بیرونی و ذهنی بر احساس صحبت کردیم .  

 

ضمیر نا خود آگاه ما برایش چندان فرقی نمی کند که تصاویری که می بیند واقعی باشند یا در صفحه تلویزیون و یا بر پرده ذهنمان نقش بسته باشند . 

آنچه که می بینیم یا تصور می کنیم مستقیم یا غیر مستقیم روی احساس ما اثر می گذارد .  

 

تصاویر و افکار خوب احساسی مثبت ایجاد می کنند و تصاویر و افکار بد احساسی منفی .  

 

احساس دارای انرژی است و انرژی یعنی توانایی انجام کار . انرژی عاطفی ما همچون آهنربای بزرگ شروع به جذب  انرژی های همنوع می کند  

 

در لحظاتی که احساسی منفی داریم وقایع و انسان های منفی را به خود جذب می کنیم و در زمان هایی که حسی مثبت و شادمانه در ما برپاست در حال جذب چیز های خوب و مطوب به زندگی خود می باشیم .  

 

البته این را هم نباید نادیده بگیریم که اعمال ما نیز دارای انژی می باشند و اعمال منفی بازخورد و عکس العمل منفی دارند . 

 این است که گاه با وجود افکار و احساس مثبت وقایعی منفی و نامطلوب برایمان پیش می آید . 

 

 این خلاصه ای بود از قانون جذب  .  


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجید  در ساعت 19:7 | لینک  |